یک کوچولو

چند روز پیش که هوا بارونی بود، مثل همیشه رفتم که اتوبوس سوار شم، یکی از بلیط چی ها که سمت آقایون ایستاده بود، جلوی منو گرفت و گفت از اونطرف برید خانم، اونطرف که آقا اشاره کرد بهش، یک مسیر باریک کنار اتوبوسهای پارک شده بود که کاملا آب گرفته بود، نگاهی بهش کردم و گفتم: اقلا به راننده ی این اتوبوسها بگید اونطرف تر پارک کنند که راه باشه برای عبور!

گفت: چشم خانم چشم!

من با عصبانیت و چند پرش از روی گودالکهای آب پریدم و رسیدم به صف خانمها!

اما دیدم بعد از من به همه خانمها اجازه داد که از صف آقایون رد بشن و برسن به صف خانمها.

این برای من یک موفقیت به حساب اومد.

یک اعتراض!

یک پاسخ مثبت!

هر  چند کوچک!

اما از اینکه بی تفاوت عبور نکردم، برای خودم کلی نوشابه باز کردم.

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
فرمولساز

آفرین مرضی جان خیلی از ما شهامت همین اعتراضات کوچک را هم نداریم!

غریب آشنا

سلام مصیبت فاطمه(س) تنها یک جراحت و زخم نیست حقیقت درب و خانه، اهداف و آرمان های فاطمی است مهم این است که من و تو کدام سوی در ایستاده ایم ایام فاطمیه تسلیت[گل] التماس دعا[گل]

اسی

مهـم نـیــس چقـــدر بـالایـی مـــهـــم ایـــنـــه که اون بــالا لاشــخــــوری یــــا عقاب ;-)