دنياي آبي

اجتماعی

آاااافرین
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: از زندگی ، آموزنده ، اخلاقی

 

جهت انتشار فرهنگ صحیح نشستن آقایان

 

 نشستن صحیح آقایان در تاکسی

 

چند وقت پیش یک آقاهه کنارم توی تاکسی هم کیف داشت و هم یک کیسه دستش بود اما مثل آدم نشسته بود. اینجانب هم دیدم جای تشویق داره... با تشکر از ایشون!

 

اگر اونجوریشو نشون می دیم، اینجوریشم نشون می دیم نیشخند

 

 


 
نوشته‌های ماهاتما گاندی
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر ، آموزنده ، اخلاقی

 من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌صفت باشم 
 
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر  باشم،
 
من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،  
 
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است  
 
و تو هم به یاد داشته باش :
 
من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ،

من را خودم از خودم  ساخته‌ام، 
 
تو را دیگرى باید برایت بسازد و  
 
تو هم به یاد داشته باش  
 
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است
 
،
 
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
 
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
 
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى  
 
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه  
 
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى .
 
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.  
 
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،  
 
چرا که ما هر دو انسانیم.  
 
این جهان مملو از انسان‌هاست ،  
 
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.  
 
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،  
 
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.  
 
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،  
 
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،  
 
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،  
 
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،  
 
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى،
 
من قابل ستایشم، و تو هم.
 
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
 
به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى  
 
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان،
 
با نقابى متفاوت،  
 
اما همگى جایزالخطا.
 
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،  
 
و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است.
...


 
دشمن!
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: حیوانات ، اخلاقی

پیشوهای پارک ساعی  می دانند که اگر به دشمن (انسان) نزدیک شوند و اجازه دهند دستی بر سر و گوشش بکشد، می توانند از قبل آن صاحب غذایی شوند.

پیشوها به دشمن نزدیک می شوند تا سودی ببرند.

اما کلاغهای پارک ساعی به هیچ قیمتی حاضر نیستند به دشمن نزدیک شوند.

کلاغها دوری از دشمن را ترجیح می دهند به داشتن غذا!

کدامیک درست رفتار می کنند؟

****

از نظر من:

پیشوها مثل آدمهای سیاستمدار هستند.

کلاغاها مثل آدمهای روراست!


 
هه!
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: از زندگی ، اخلاقی

فرهنگ سازی در سینمای ایران!

نصف مال من، نصف مال تو!

 یک پسر جوانی خیلی اصرار داشت که مگه چیه که یک مرد دو تا زن داشته باشه؟

در جوابش گفتم: امیدوارم بابات بره یک زن دیگه بگیره تا بدونی که اشکالش چیه!

*******

در جواب یک آقای مسن که پرسید: چرا خانمها از اینکه آقایون زن دوم بگیرند، ناراحت میشند؟

گفتم: اگر خانم شما همسر دومی داشت، شما ناراحت نمی شدید؟

گفت: چرا ناراحت می شدم!

گفتم: خوب به همون دلیل که شما ناراحت میشید، خانمها هم ناراحت میشند!

*******

هر چند که هر دو غیظشون گرفت... اما شاید این پاسخها باعث بشه یک کم منصفانه تر فکر کنند. (در همون لحظه ... بعداً یادشون میره حتماً)


 
پته روی آب!
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ امرداد ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: از زندگی ، اخلاقی

آهای تو!

پته روی آب می ریزی؟

روزی رازدار کسی بودی، حالا که میانه تان شکرآب شده، رازهایش را بر ملا می کنی؟

؛شنونده باید عاقل باشد؛

شنونده باید بفهمد که آن روز که تو شنونده ی دیگری بودی، دیگری تو را لایق ؛صندوقچه ی اصرارش؛ می دانست.

و لیاقت لحظه ای نیست!

لیاقت تا ابد است!

اگر لایق شنیدن راز کسی بودی تا ابد باید لایقش باشی.

و اگر حالا پته اش را روی آب می ریزی، از اول لیاقت رازدار بودن را نداشته ای.

و البته

شنونده باید عاقل باشد!


 
***
ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: از زندگی ، اخلاقی

***

همیشه وقتی یک نفر داره با دقت به حرفهاتون گوش میده،‌ مطمئن نباشید که داره حرفهای شما رو می شنوه. شاید داره به یه چیز دیگه فکر می کنه و فقط به صورت شما نگاه می کنه. شاید داره تو دلش میگه:: چقدر حرف می زنه، مخمو خورد.

همیشه وقتی یه نفر به شما لبخند می زنه مطمئن نباشید که از شما خوشش اومده. شاید داره به یک خاطره شیرین فکر می کنه و اتفاقی نگاهش با شما تلاقی کرده یا اینکه داره به دکمه باز لباستون یا خدای نکرده زیپ باز شلوارتون می خنده.

خلاصه خوبه که آدم زیادی هم خوشبین نباشه.