دنياي آبي

اجتماعی

آهای پرنده کوچولو!
ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: جمله های من

آهای پرنده کوچولو!

اگر یک روزی یک گوشه ی آروم داشتی دونه می خوردی و یکدفعه یک سنگ اومد طرفت و از جا پروندت، ناراحت نشو که دونه هاتو از دست دادی. شاید...

شاید اون سنگو یک فرشته برات فرستاده تا تو رو از دست صیادی که در کمینت بوده، نجات بده.

پ ن.:‌از خودم به خودم