دنياي آبي

اجتماعی

رقص و آرامش
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اسفند ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: از زندگی

 

چند روز پیش که طبق معمول از چند طرف مورد عنایت عصبی قرار گرفته بودم، داشتم تند تند می رفتم خونه که تا رسیدم خوب گریه کنم.ناراحت

یادم افتاد قبلنا در این مواقع می رقصیدم و آرام می شدم.متفکر

تصمیم گرفتم اینبار به روش قدیم کمی برقصم.دلقک

تا رسیدم خونه، سی دی جدیدی که برادرم برام زده بود رو پلی کردم و شروع کردم جلوی آینه قدی خونه که عاشقشم،نیشخند رقصیدن.

یک ترانه مجاز بود با ریتم تند.

وقتی شروع به رقصیدن کردم جلوی آینه، باورم نمیشد من دارم اینطوری می رقصم.خوشمزه

هر چند که کلا خوبم تو رقص، ولی اینبار خیلی متفاوت بود. با خودم تصمیم گرفتم اینبار تو مسابقه رقص ممد خردادیان شرکت کنم. از خود راضی

بعد از اون ترانه یک ترانه دیگه و ... حدود نیم ساعت رقصیدم اما دیدم رقصم فرق کرد با اون اول. مژه

رقتم سراع ترانه اول که به نظرم اومد انرژی بیشتری داشت.چشمک

اما کلا متفاوت شده بود رقصم با اون اول!!!ناراحت

اون حس دیگه نبود. خنثی

 

به این نتیجه رسیدم که اگر بخوام برم مسابقه رقص، باید اول خواهش کنم یک چند نفری اعصابمو بترکونند تا منم بتونم بترکونم. عینک

***

یک پست قدیمی در همین مورد