دنياي آبي

اجتماعی

جامعه شناسی خودمانی
ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر ، آموزنده

 

اینها را بارها در مباحثه با دیگران گفته بودم... خیلی ها فکر می کردند من طرفداری می کنم از احمدی نژاد. اما این جامعه شناس نظر من را خیلی بسیار زیبا گفته که ارزش خواندن و تامل دارد.

××××××

 
کسی پرسید چرا در یک تمدن2500  ساله کسی مثل احمدی نژاد حاکم شد؟
پاسخ من اینبود:
 
  
احمدی نژاد چهره زشت و عریان شده ما ایرانی ها بود. همان دروغ ها همان بلوف های تو خالی، عدم مسئولیت پذیری و نداشتن دانش کافی. ادعای بسیار و دانش اندک. خود را برتر از بقیه دانستن و نظر هیچ کسی را حساب نکردن از جمله ایرادهای ما نیست؟
 
حرف زدن بسیار عامیانه همراه با توهین. خر فرض کردن دیگران و سوء استفاده. آه که ما ایرانیان استاد سوء استفاده هستیم در هر پست و مقامی از استفاده غیر مجاز از پرینتر شرکت تا سوء استفاده از مدرک و رتبه و مقام. پارتی بازی و دور زدن قانون مگر همانی نیست که همه ما تبحر داریم ؟ خوب چرا وقتی رئیس جمهور این کار را می کند عیب است؟
 
توهین به نظرات دیگران و یک طرفه به قاضی رفتن بدون قائل شدن حق دفاع برای دیگران. عیبی که دارد به شکلی آرمانی و نهادینه می شود، بردن آبروی دیگران !!! بگم بگم ها که یادمان نرفته آنهم به بی انصافی تمام چیزی که اصلا ربطی به ماجرای اصلی نداشت. واقعا وقت آن نیست که حرمت هم را نگاه داریم و در بحرانی ترین شرایط آبروی دیگران را حفظ کنیم؟ مگر رسم انسانی غیر از این است.
 
روزی باید بیاید که انقدر راحت به هم تهمت نزنیم چقدر راحت حتی نزدیکانمان را مسخره می کنیم، این قضیه در مورد خود بنده نیز صادق است متاسفانه. مسخره کردن یعنی دور شدن دلها از هم یعنی از بین بردن اعتماد. مگر این نیست که وقتی عصبانی میشویم دیگر هیچ چیز جلوی مان را نمی گیرد ؟
 
می گوئیم رئیس جمهور بی سواد است. مگر هر ایرانی در روز چقدر مطالعه میکند؟ این درست است که ما جزء کم مطالعه ترین مردم دنیا هستیم چرا
انتظار دیگری داریم؟
 
اورا به گالیور تشبیه کرده اند. بله بجای کار کردن به مسافرت رفتن راحت تر است. اما دوست عزیز مگر ما ایرانی ها کار می کنیم؟ چقدر مولدیم؟ مگر استاد از زیر کار در رفتن نیستیم؟ حرافی و توجیه کردن شغل اصلیمان است.
 
وای از دروغ که ایران را ویرانه کرد و وای از خیانت که هربار کشور خواست به جایی برسد خائنین جلویش را گرفتند. چقدر تا به حال خیانت کرده ایم و حق را به خود داده ایم؟
 
راستی چقدر پیش آمده که از پیشرفت دیگران خوشنود شویم و یا آرزوی موفقیت برایشان بکنیم؟ چرا هیچوقت احمدی نژاد از پیشرفت دیگران تعریف نمی کرد و همیشه بدی هایشان را بزرگ می کرد تا خوبی های کوچکش به چشم بیاید.
 
مگر ما مردمی نیستیم که حق کپی رایت را حفظ نمی کنیم و از نرم افزار ها حتی در سطح ملی، رایگان استفاده می کنیم یعنی دست رنج دیگران را
می دزدیم پس چرا از او ناراحت می شویم که کار های دولت های پیشین را به اسم خود بهره برداری کرد؟
 
و تظاهر .... نگوئید که ما استاد تظاهر نیستیم . اصلا آنقدر متظاهر شدیم که خودمان یادمان رفته.
 
آقای رئیس جمهور به یک چیز شهرت زیادی داشت و آن حاشیه رفتن و در رفتن از زیر سوال آنهم به شیوه خودش یعنی سوال در مقابل سوال و عملا زیر بار هیچ کدام از خطا ها نرفتن. خوب من چند بار در زندگیم به خطا هایم اعتراف کرده ام؟
 
من عیبی را در این مرد شماره دو مملکت نمی بینم که در جامعه، در من و تو وجود نداشته باشد.
 
راستی تا به حال در رفع اشکالاتمان کوشیده ایم؟ یا تنها عیب دیگران را دیده ایم؟ حال چگونه توقع داریم که او عیوبش را اصلاح کند؟
 
حالا هم به جای علامه سیاسی شدن بهتر نیست با این بلایی که بر سر کشورمان آمد (آوردیم) دست به کار شویم و از خود شروع کنیم بدون اینکهادعایمان گوش فلک را کر کند.