دنياي آبي

اجتماعی

نمی خواهم بشنوم!
ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: از زندگی ، اعتراض

نگوئید

نمی خواهم بشنوم:

که اگر حواست نباشد، سوپری محل هر بار چند صد تومانی بیشتر از قیمت اجناس برایت جمع می زند.

که توی هوای بارانی و ترافیک و گرفتاری، تاکسی های زیادی فقط دربست به قیمت چند برابر مسافر سوار می کنند.

اینقدر نگوئید:

که توی هر اداره ای که می روی باید پول چای بدهی تا اعصابت خورد نشود و کارت انجام شود.

چرا تکرار می کنید:

که پلیسهای راهنمایی رانندگی جریمه را چگونه می بخشند؟

بگذارید چشمهایم را ببندم تا نبینم:

مدیران شرکت چه پولهایی صرف دوستان و آشنایان و رشوه ها می کنند و مصوبات الکی و آبکی می سازند که به کارمندی وامی ندهند.

نمی خواهم بشنوم

که دکتر بیمارستان هم رسما" برای عمل جراحی زیر میزی می گیرد!

تاب شنیدنش را ندارم:

که معاون فلان وزیر جهت واردات فلان کالای اساسی از فروشنده ی خارجی کمیسیون می گیرد!

نگوئید:

اینجا ایران است

هیچکس به هیچکس رحم ندارد.

همه از هم می دزدند.

همه

 

نمی خواهم بشنوم