دنياي آبي

اجتماعی

عسلو
ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: از زندگی ، ماموریت

چند ساله که ماموریت به عسلویه میرم. هر بار صبح می رفتم و عصر بر می گشتم.

اما اینبار سه روز عسلویه بودم.

هتل مروارید در شهر شیرینو نزدیک عسلویه که متعلق به پتروشیمی بود، فضای متفاوتی با سایر نقاط شهر عسلویه داشت. منم کلی از این جهت ذوق زده شدم. و چندین تا عکس یادگاری گرفتم. که چند تاشو اینجا میزارم.

فضای متفاوت نه از لحاظ ظاهر بلکه از جنبه های دیگری هم بود. مثل اینکه اونقدر احساس امنیت کردم که شب ساعت 10-11 روی سکوی لب آب، تنهای تنها بودم. و کلی حال کردم.

توی این قسمت از ساحل که سنگی بود، پر بود از حلزونهای ریز ریز، که توی پام فرو می رفتند، اما خوب من باید حتما پامور توی آب می کردم.

حالا بماند که بعدا متوجه شدم 20 متر اونطرف تر ساحل شنی بود و بی درد سر!

راننده آژانس می گفت برو تو دریا حتما، اما من که لباس مناسب نداشتم، فقط به پا تو آب کردن، قناعت کردم.

این گل رو هم خودم دیزاین کردم. حاصل ترکیب سه گل متفاوت.

 

این مارمولک هم ساکن باشگاه ورزشی خانمها در هتل مروارید بودند که من بی اجازه ازشون عکس گرفتم.

 

سفر متفاوتی بود نسبتا"