دنياي آبي

اجتماعی

یک کوچولو
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: اعتراض

چند روز پیش که هوا بارونی بود، مثل همیشه رفتم که اتوبوس سوار شم، یکی از بلیط چی ها که سمت آقایون ایستاده بود، جلوی منو گرفت و گفت از اونطرف برید خانم، اونطرف که آقا اشاره کرد بهش، یک مسیر باریک کنار اتوبوسهای پارک شده بود که کاملا آب گرفته بود، نگاهی بهش کردم و گفتم: اقلا به راننده ی این اتوبوسها بگید اونطرف تر پارک کنند که راه باشه برای عبور!

گفت: چشم خانم چشم!

من با عصبانیت و چند پرش از روی گودالکهای آب پریدم و رسیدم به صف خانمها!

اما دیدم بعد از من به همه خانمها اجازه داد که از صف آقایون رد بشن و برسن به صف خانمها.

این برای من یک موفقیت به حساب اومد.

یک اعتراض!

یک پاسخ مثبت!

هر  چند کوچک!

اما از اینکه بی تفاوت عبور نکردم، برای خودم کلی نوشابه باز کردم.