دنياي آبي

اجتماعی

خیال کن (شهرام شکوهی)
ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: غم ، عشق ، نویسندگان دیگر ، موسیقی

 

 
خیال کن روزگارم روبراهه ، خیال کن رفتی و دلم نمرده
خیال کن مهربون بودی و قلبم ، کنار ِ تو ازت زخمی نخورده

خیال کن هیچی بین ِ ما نبوده ، خیال کن خیلی ساده داری میری
خیال کن بی خیال ِ بی خیالم ، شاید اینجوری آرامش بگیری

گذشتی از من و ساکت نشستم ، گذشتی از من و دیدی که خستم
تو یادت رفته که توی ِ چه حالی ، کنارت بودم و زخمات و بستم

خیال کن که سرم گرمه عزیزم ، خیال کن بی تو هیچ دردی ندارم
خیال که زمستونه ولی من ، توی ِ شب هام شب ِ سردی ندارم

خیال کن قلب ِ من شکستنی نیست ، خیال کن حقمه تنها بمونم
خیال کن عاشقم بودی ولی من ، شاید قدر ِ تورو هرگز ندونم

گذشتی از من و ساکت نشستم ، گذشتی از من و دیدی که خستم
تو یادت رفته که توی ِ چه حالی ، کنارت بودم و زخمات و بستم