دنياي آبي

اجتماعی

می دانم...
ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: عشق ، غم

 

می دانم نمی دانی عزیز دل!
نمی دانی چقدر دلتنگت می شوم.

نمی دانی گریزانم از همه کس تا با یاد تو باشم در تنهایی بدون تو.

یاد تو که نه! یاد او که برای خودم ساخته بودم از تو.

اویی که همیشگیست!

نمی دانی یادت هجوم دیوارهای تنهایی را صد چندان می کند.

نمی دانی چه دردی دارد پس از قرنها گرمترین سلامت برای من نبودن.

کاش لحظه ی شنیدن "دوستت دارم" از نگاهت, سقط می شد.

کاش آسمانی می شدم آن لحظه تا ابدی باشد  باورم از باورت.

کاش نبودی هرگز برای گفتن آنچه که بی انتها نبود.

نمی دانی که قسم به آرزوهای سپید نخواهمت بخشید.