دنياي آبي

اجتماعی

P.S. I Love you
ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ بهمن ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: از زندگی ، فیلم

P.S. I Love you

 

دوست ندارم اشک ریختن رو ولی...

بابا می گه: وقتی کوچک بودم, یکوقتهایی نیمه شبها بیدار می شدم و توی خونه راه می رفتم و گریه می کردم و در پاسخ به سوال آنها که علت گریه کردنت چیه؟ بازم هم گریه می کردم فقط!

حالا هم که دیگه به اندازه ی کافی بزرگ شدم و تجربیات غم و شادی زیادی توی زندگیم دیدم, باز هم همچنان اشکهایم برای هر شادی و غمی سر ریز می شوند.

نمی دانم چرا بعضی ها می گویند که خانمها اکثرا" برای به دست آوردن دل آقایون اشک می ریزند!!

من که کلا از این کار متنفرم ... دوست دارم به جای اشک ریختن موقع عصبانیت و یا ناراحتی, بتونم حرف بزنم...

اما همیشه این اشک منو از حرف زدن دور می کنه و طرف مقابل هم به اشکم توجه می کنه و نه به حرفم!

اما دیشب که داشتم این فیلم بسیار زیبای بسیار رومانتیک و غمناک رو می دیدم, به این نتیجه رسیدم که این هم یکی از استعدادهای خاص منه که می تونم در تمام طول یک فیلم همراه یا بدون بازیگر فیلم زار زار گریه کنم!

شاید خیلی از خانمها اینطوری باشند. اما مطمئنم تعداد معدوتری با شنیدن ناراحتی یا موفقیت دیگران اشک از چشمهاشون به آسونی سرازیر بشه! (البته خوش به حال اون غیر معدودها)

خلاصه اینکه خودمو راضی کردم و یا گول زدم نمی دونم...

اما از این استعداد خاص دیگه ناراحت نیستم!