دنياي آبي

اجتماعی

نگاهت
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: احساسی

 

نمی دانم از کجاها عبور کرده بود, آمده بود که ماندنی شود یا به قصد گذر نمی دانم,

پر از رمز بود اما, خسته و منتظر و پر از خواهشی متروک,

جا که باز کرد, خوب که سیر شد,  

گذر کرد,

قصد ماندن نداشت از اول انگار هر چند برقش حرف دیگری داشت.

اما ردی به جا گذاشت و رفت.

"نگاهت"

نمی دانم تا کجا گذر خواهد کرد...

نمی دانم

آرزو دارم اما آشکاری هر آنچه که در پسش پنهان بود.

تا در تلاءلواش رنگ واقعی ـ هویت واقعی باشد.