دنياي آبي

اجتماعی

نوستالژی
ساعت ۸:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: مادربزرگ

 

صدای تق و توق باز شدن تخمه طالبی توی ماهیتابه داغ حس خوب غمناکی بهم می ده.

حس یک بعدازظهر داغ تابستون که خانم (مادربزرگم)‌ توی آشپزخونه کوچک گوشه حیاط تخمه بو می داد تا برامون بیاره.

منم همیشه براش مغز می کردم و مشت مشت بهش می دادم. با اینکه دندون مصنوعی داشت اما تخمه طالبی رو نمی تونست بشکنه.

یکروز دخترعموم بهش گفت:‌ "خانم این همه تخمه ها رو تفی می کنه بهت می ده"

اونم گفت: "تو هم برام مغز کن، توفی تو رو هم می خورم"

 

دوستش دارم... تا ابد