دنياي آبي

اجتماعی

بازیگر
ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ تیر ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: از زندگی ، آدمها

دروغگو

 

چند روز پیش توی پارک ساعی یک پیشی رو دیدم که داشت از پله ها می اومد پائین.

از اونجا که عرض پله کم بود، تصمیم گرفتم سر به سرش بزارم و نگذارم عبور کنه.

اومد از سمت چپ بره، رفتم اونور...

اومد از سمت راست بره، رفتم جلوش...

نشست روی پاش، سرشو بالا گرفت، توی چشمام نگاه کرد.

انگار که می خواست از تو چشمام بخونه که قصدم از اینکار چیه!

 

اما حیوونکی نمی دونست چشمهای مردم این روزگار همه بازیگر شده!

دیگه از چشمها نمیشه چیزی رو متوجه شد!