دنياي آبي

اجتماعی

احترام به قوانین اجتماعی - FB
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: از زندگی ، اعتراض ، fb

 

دیروز منتظر تاکسی بودم. یک آقایی پائین تر از من ایستاده بود در یک دست حدود 20 تا نان لواش و در دست دیگرش یک کیف بود.

زودتر از من به آنجا رسیده بود، اما با توجه به اینکه من به چهار راه نزدیکتر بودم، تاکسی برای من ایستاد.

یک لحظه دو دل شدم که به آن آقا بگم شما بفرمائید یا نه. آخه اون آقا با اون وضعیت حتما می خواست که جلو بنشینه و تاکسی ای که برای من ایستاد صندلی جلویش خالی بود. اما سوار شدم.

در صورتی که نوبت او بود.

او اعتراضی نکرد.

اما من خیلی خیلی به خودم اعتراض کردم از دیروز تا حالا!