دنياي آبي

اجتماعی

بابا دست فرمون
ساعت ٢:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٤  کلمات کلیدی: از زندگی ، شاد

 

باور نکردنیه... چه شهامتی... اینجوری لایی کشیدن دل شیر می خواد... بدون راهنما پیچیدن... واقعاْ کار هر کسی نیست... بوق زندنت که دیگه هیچی... خیلی خوشم می یاد وقتی پشت چراغ قرمز توی ردیف دهم هستی و بلافاصله بعد از سبز شدن چراغ واسه نفر نهمی پشت هم بوق می زنی...

به هیچکسی راه نمی دی... واقعاْ آخر راننده ای... اگر هم می بینی ماشین جلوییت به یک نفر راه می ده..دستت و می زاری روی بوق که یعنی چرا بی اجازه اینکار رو کرده...

پشت چراغ قرمز اصلاْ حاضر نیستی بری پشت ماشین ردیف سوم بایستی... حتماْ باید بیای سمت راست خیابون... خیالی نیست اونهایی که می خوان بپیچن سمت راست.... مثل تو پشت چراغ وایسن... مگه چی میشه؟ خیابون مال همه ست.

این یکی دیگه خداییش آخرشه.. اصلاْ تا حالا هیچ عابری از جلوی ماشینت رد نشده...وقت خیلی ارزش داره... تو هم واقعاْ ارزشش رو می دونی.. چند ثانیه هم چند ثانیه ست. این خارجکیها  دلشون خوشه که هی رکورد می زنن... خبر ندارن یه همچین رکورد جذابی توی ایران هست.

سبقت از سمت راست که دیگه خوراکته... از وقتی بچه بودی اینکارو یاد گرفتی...

اونایی که می گن ما از خارجکیها عقبیم بیان و ببینن تو رو همشون هاج و واج می مونن.

خداییش دیگه آخرشی... ای ول ل ل ل ل دست فرموووون!!!!