دنياي آبي

اجتماعی

زندگی
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: شعرکی

این زندگی...

بازی می دهدت سخت

تا آخرین لحظه ی بودن!

راه می روی، می ایستد

می ایستی، راه می رود

نمی روی، می آید

می روی، نمی آید

بازی می دهدت سخت

تا آخرین لحظه ی بودن!

خون را می چکاند

قطره

قطره

قطره

می کندت تمام

ذره

ذره

ذره،

در پی بازیهای بی پایان و

پی در پی

پی در پی.

کاش می شد حتی لحظه ای

فراموشش کرد

نشست در گوشه ای و

آرام خاموشش کرد.

باز فردا از پی امروز

رنگ دیروز می زداید

و رنگها در حصار لحظه ها

لحظه های از دست رفته

رنگین می شوند....

انگار...