دنياي آبي

اجتماعی

مبارک مبارک سال نو مبارک!
ساعت ٧:٥۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ فروردین ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: از زندگی

کت و شلوار عیدشو پوشیده بود مثل هر روز، حتماْ
سر و صورتش رو صفا داده بود مثل هر روز، حتماْ
خیلی از رسیدن عید خوشحال بود، حتماْ
خوشحال بود که بهانه ای برای حرف زدن با مردم پیدا کرده، حتماْ
از لبخند دیگران لذت می برد،‌حتماْ
تازه از ماشین پیاده شده بودم و مشغول شوخی با بچه خواهرم بودم. سنگینی یک نگاه را حس کردم. صورتم را به جهتی که از آن سنگین می شد برگرداندم.
آنجا ایستاده بود
با صورتی مهربان،
لبخندی دلنشین،
و غیر منتظره
چه بی ریا و ساده گفت: سال نو مبارک!
و من فقط لبخند زدم.
صورتم را برگرداندم... دوباره که نگاه کردم نبود.
تبریک سال نوی آن مرد دیوانه چه شیرین به دلم نشست!
****
حالا هر که می خواهد بگوید: دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید، بگوید! نو پرابلم