دنياي آبي

اجتماعی

یک کمی دقت... یک کمی مسئولیت
ساعت ۱۱:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸۳  کلمات کلیدی: از زندگی

چند روز پیش توی خیابون ولیعصر ماشینو پارک کردم و یک کارت پارک ۲ ساعتی رو که از یک گیشه پایئن تر گرفته بودم پشت شیشه گذاشتم..

وقتی بعد از حدود یک ساعت و نیم برگشتم.. دیدم روی شیشه یک برگ جریمه چسبوندن. آمپرم رفت بالا  دیدم یکی از این پارکبانهای محترم دو قدم اونطرف تر ایستاده.. گفتم:‌آقا یک لحظه بیاید.. اومد..

گفتم مگه این کارت پارک نیست؟‌

- چرا..

- پس این برگ جریمه چیه؟؟؟؟

-این کارت پارک برای نیم ساعته!!!!

-آقا من برای ۲ ساعت گرفتم...

-خوب باید یک جور می گذاشتید که دیده بشه... (جالبه بدونید فاصلش با برگ جریمه فقط ۲ سانتیمتر بود)

-آخه دیگه از این واضحتر!!! به جز پشت شیشه کجا باید می گذاشتم؟!!!

-بدید ببینم کارت پارکتون رو..... اصلاْ این مال بهمن ماهه!!!

تازه نگاه کردم به ماهش (حواس پرتم من )

- خوب شما همراه من بیاید اون باجه پائینی ببینم چرا اینو به من داده!!

- نه می دونید یادم اومد... قبض بهمن هنوز هم توزیع میشه. همکارم براتون قبض جریمه رو گذاشته. (برگه های جریمه توی دست خودش بود!!!)

رفتم سراغ همکارش.

- آقا مگه اینو ندید که برای من قبض جریمه گذاشتید؟!!!

 نگاهی کرد و گفت: این شماره باجه اصلاْ وجود نداره!!!!

- من اینو از چند صد متر پائینتر گرفتم..

همون اولی اومد و گفت:

- نه شماره باجه درسته... هم کارت پارک و هم قبض جریمه رو از من گرفت و گفت: من درستش می کنم براتون..

- مرسی

رفتم سوار شدم باز دلم طاقت نیاورد.

- آقا مطئنید که درست میشه؟

قیافه حق به جانب و عصبانی به خودش گرفت و گفت:

- بله خانم. می خوای قبض جریمه رو جلوی خودتون پاره کنم؟

- نه آقا من حرف شما رو قبول دارم..(چاره ای ندارم)

ولی هنوز مطمئن نیستم..

آخه چقدر بی دقت و بی توجه و بی مسئولیت هستند بعضیها!!!!!!!