دنياي آبي

اجتماعی

اندر باب مترو!
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: از زندگی

۱- استفاده از مترو = صرفه جویی در وقت و پول و عطر شما!

۲- آخ که این قطارهای مترو از صد تا سالن مد بهتر تر بیدن! انواع و اقسام مدل مو و آرایش و مانتو و روسری رو می تونی در مدت ۱۵-۲۰ دقیقه با دقت تمام نگاه و بررسی کنی.

۳- دست فروشها هم که انواع و اقسام لباسهای زیر و روی زنانه رو می یارن و کلی سرگرم میشیم و اینها... دیگه این فالیگرهای پرنده دار از مد افتاده!

۴- یادمه چند وقت پیش توی یکی از ایستگاههای مترو تصادف شد. دو تا قطار با هم، مسلماً اونهایی که توی واگن آخر قطار جلویی و اونهایی که توی واگن اول قطارعقبی بودند، بیشتر آسیب دیدند. به نظرم مدت کوتاهی بعد از اون بود که اولین و آخرین واگن رو به خانمها اختصاص دادند! (اولها دو تا واگن جلویی بود فقط)

۵- جسارتاً این بنده خداها کارمندهای مترو رو باید هر چند وقت یکبار بشون اجازه بدن که بیان روی زمین مخشون یک کم هوا و آفتاب بخوره. چند وقتیه که می بینم توی ایستگاههای مترو سر اینکه طرف بلیط نداره یا اینکه چرا اونجا ایستادی، به مردم بنده خدا گیر می دن و داد و هوار و دعوا راه می اندازند! فقط به خاطر یک بلیط! آخه تازگیها بلیط مترو رو باید نگه داشت و توی بعضی از ایستگاهها موقع خروج دوباره بلیط رو بزنی توی دستگاه تا راه عبور باز بشه. خوب بار اول که طرف نمی دونه، به احتمال زیاد بعد از ورود به مترو از شر بلیطش خلاص میشه. اونوقته که آخر ایستگاه گیر می افته. حالا برخورد این کارمندان عزیز با این بنده خداها چرا اینقدر بده!! من نمی دونم!

من و  برادرم وقتی برای اولین بار بعد از اجرای این طرح سوار مترو شدیم، آخرش دچار همین مشکل شدیم. من که کارت اعتباری داشتم، دادمش به برادرم و رد شد. خودمم عین بچه مظلوما رفتم اونجا به یک آقاهه گفتم: من بلیطمو نگه نداشتم، میشه به من یک بلیط دیگه بفروشید؟ اون هم با کمال مهربانی و لطف و اینها اومد و با کارت خودش برام راه عبور رو باز کرد و ادای احترام کرد (خم شد و دستهاشو اینجوری باز کرد) و گفت بفرمائید خواهش می کنم. ولی نمی دونم چرا با این آقاها همش دعواشون میشه!!!

۶- توی ایستگاههای شلوغ اگر بخوای تند راه بری و تنه ات به کسی نخوره، باید یک کم آکروبات بازیت خوب باشه

***توجه توجه::: عکس جنبه ی < تزئینی> دارد نه <آموزشی>