دنياي آبي

اجتماعی

رابطه موش با بیکاری
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۱ شهریور ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: از زندگی ، آموزنده ، شاد

 

رابطه نداره؟

صبر کن الان ربطش می دم:

 

در سالهای اخیر بارها و بارها مشاهده کرده ایم که شهرداری دورانهای متعددی از سال را دوران "مبارزه با موش" نامگذاری کرده. سم ریخته اند، تله گذاشته اند، موشها را کشته اند و زندانی و تبعید کرده اند اما همچنان جمعیت موشها (مثل جمعیت تهران – دور از جون شما-) رو به فزونی است .

 

چیزی که به نظر من دولت و شهرداری از آن غافل است، "بسیج همگانی" است. بارها و بارها شاهد بوده ایم که ملت غیور ایران هر گاه تصمیم به کاری بگیرد، از نوع همگانی، آنچنان بسیج می شود که بیا و ببین و بخور و ببر!

 

البته این بسیج همگانی هم همچین الکی - پلکی  راه نمی افتد. باید یک ریشه ای در فرهنگ یا مذهب ما داشته باشد. 

 

از آنجایی که کشتن موش در گذشته چندان با اهمیت نبوده، در فرهنگ ایرانی نمی توان ریشه ای  برای بسیج شدن پیدا کرد.

 

از طریق دین هم که موش به نظرم نجس است – نمی شود کار زیادی کرد، به دلیل اینکه موشها داخل جویهای خیابان هستند و به ندرت به داخل منازل می آیند. هر چه باشد در جویها به اندازه کافی خوراکیهای خوشمزه وجود دارد. چرا بیان توی منازل مردم مستضعف که خودشان هیچی ندارند که بخورند.

 

چند مورد گزارش ورود موش به منزل شنیده ام که بلافاصله خانواده دست به دست هم داده، موش را محاصره سیاسی- اقتصادی- اجتماعی – مکانی کرده اند و به بیرون فراری داده اند. (هرچند که ما ایرانیها در برابر این محاصرات امریکائی خم به ابرو نمی آوریم، اما اگر بخواهیم کسی را محاصره کنیم، دمار از روزگارش در می آوریم- دیگر چه برسد به یک موش بی نوا-)

 

 

خوب حالا که از این دو راه به جایی نرسیدیم، پیشنهاد من راهی است که به عقل جن هم نمی رسد (ولی به عقل من رسیده )

 

بهتر است شهرداری جهت انجام کارهای اداری خود، قانونی بگذارد که برای انجام کار فلان یا بهمان چند تعداد موش مرده تحویل دهید تا کارتان انجام شود.

 

باور کنید که این فکر بکری است. 

 

 

تصور کنید:

 

1- جهت گرفتن پایان کار ساختمان== 50 عدد موش مرده

 

2- جهت گرفتن اجازه ساخت هر واحد == 50 عدد موش مرده

 

3- جهت دریافت جواب سلام از هر کدام از کارمندان == 3 عدد موش مرده

 

البته این میزان بنا بر تصمیمات شهرداری محترم قابل تغییر می­باشد.

 

بعدش دیگه خودتون تصور کنید صحنه حمله مردم به موشهای بیچاره رو! دماری از روزگارشون در آرند که نسلشون ور بیفه و از روزگار محو بشه!

 

در این بین همه که فرصت موش گیری رو ندارند، مسلماً تعدادی افراد بیکار به موش گیری، تن در خواهند داد و بابت هر موش مرده، مبلغی رو از خریدار دریافت خواهند کرد.

 

بدون شک افراد سودجویی هم پیدا خواهند شد که شروع به پرورش موش و بعد هم کشتن و تحویل اونها به خریداران خواهند کرد. 

 

آگهی بازرگانی رو داشته باشید: " تحویل هر تعداد موش مرده در محل، فقط با یک تلفن"

 

این آگهی از تلویزیون و رادیو مرتباً پخش خواهد شد. بیلبوردها و پیامهای کوتاه تلفنی رو فراموش نکنید.

 

ملاحظه فرمودید: هم مشکل موشها از بین خواهد رفت و هم مشکل بیکاری تعداد زیادی (موش گیری- پرورش موش- سازنده های آگهی های تبلیغاتی) مرتفع خواهد شد.

 

البته تبعاتی هم به دنبال خواهد داشت که در صورت کم شدن و از بین رفتن موشها اینهمه آدم بیکار خواهند شد. بنابراین عده ای متقلب تعدادی موش پرورش یافته را در جویها رها خواهند کرد و الی آخر...

 

اونوقت تعداد نیروهای پلیس هم باید جهت دستگیری این متقلبین افزایش پیدا کنه!

 

می بینید اینجوری کلی از ملت بیکار، کارمند خواهند شد و آمار بیکاری کلی کاهش پیدا خواهد کرد.

 

باور کنید به همین سادگی