دنياي آبي

اجتماعی

سلام
ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ امرداد ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: از زندگی ، غم

همه شنیده ایم که سلام، سلامتی می آورد.

اما چه سلامی؟ چه علیکی؟!

بعضی ها سلامشان، سلامتی که هیچ، هزار تا فکر و خیال باطل به ذهن آدم می آورد. یادم هست که اولین سوال وبلاگ داغ، این بود که سلام چه رنگی است.

سلامی، سلامتی می آورد که پر از دوستی و نشاط باشد با صدای رسا و شاداب! بعضی ها طوری سلامی می کنند که باید حدس بزنی که این کلمه ای که از دهنش بیرون آمد، احتمالاً جواب سلام بوده! یا وقتی سبیل طرف می جنبد، یعنی اینکه سلام کرده!

از آدمهایی که شل و وارفته سلام می کنند و حرف می زنند، به معنای واقعی فرار می کنم و همیشه سعی می کنم که طرف صحبتشان به صورت حضوری یا تلفنی نباشم، چون یکجورائی حس افسردگی رو به آدم القا می کنند.

به نظرم بهتره که آدمها موقع سلام کردن، چه حضوری و چه تلفنی، لبخند ملایمی بر لب داشته باشند. تلفنی هم که لبخند داشته باشند، صدایشان مهربان می شود و اثر خوبی روی شنونده دارد.

به طور مثال در یکی از شرکتهایی که با ما همکاری می کنند، کارمندهایی هستند که فوق العاده بانشاط و سرزنده صحبت می کنند. هر وقت که با آنها صحبت می کنم- حتی بر سر موضوعهای مورد اختلاف- کلی انرژی مثبت می گیرم. از بقیه همکاران هم پرسیدم و متوجه شدم که این حالت بین هممون مشترک هست.

*************************************

خدایا! بار الها! پروردگارا!

مهربانترین! رحیمترین! بخشنده ترین! بزرگترین! رحمانترین! 

به تو پناه می برم،‌

به آغوش پر مهر و همیشگی تو،

از شر تمام سلامهای طمع آلود گرگها!

از شر تمام پلیدیها و ناپاکیها!

به تو پناه می برم، ای پناه بی پناهان.

I do need your help now, please! 

(تو هم وبلاگمو می خونی، مگه نه؟)