دنياي آبي

اجتماعی

حالم بد ٍ !!
ساعت ٢:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: از زندگی ، کار

چه مدیرانی دارد این مملکت!!

فکر می کنید به دولتها بر می گردد؟!! نه.. اصلاْ فرقی نمی کند...توی دولت قبل یا قبلتر توی دولت الان یا دولت بعدی.

به ما بر می گردد به ما!!... به من، تو ، او، ما، شما ، ایشان.

سرم گیج می ره.. دل و روده ام می یاد بالا... چیکار می تونم بکنم؟ هیچی... نمی تونم هیچ کاری بکنم... نماز می خوانند  نماز می خوانند نماز می خوانند

به بهانه های مختلفی به دوستان و آشنایانشان پاداش می دهند. ماهی ۴۰۰ هزار تومن به کسی که (خودش حداقل از ۲ جای دیگر در مجموع ۵/۲ میلیون تومان در آمد دارد) هیچ کاری نمی کند اینجا! هیچ کاری نمی کند اینجا حقوق می دهند!!! ۴۰۰ هزار تومانی که می تواند حقوق ۲ نفر از بیکاران جامعه باشد.

یعنی چقدر از این دزدی ها در سراسر این مملکت اتفاق می افتد؟!!

نمی دانم نمی دانم یعنی اگر من هم جای آنها بودم، همینگونه می شدم!!

شاید خیلی هایشان روزی در جایگاه من بوده اند... نمی دانم ! همینقدر می دانم که حالم به هم می خورد...

این مملکت دزدبازار به کجا ختم می شود آخر؟!!

به نظرم این زبان سرخ، آخر کار خودش را می کند و سر سبز مرا به باد می دهد!