دنياي آبي

اجتماعی

 
ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: از زندگی ، اعتراض ، آقایان

 

دیروز سوار تاکسی ای بودم که راننده صدای ضبط صوتش را خیلی بلند کرده بود. از آنجا که من جلو نشسته بودم، خیلی برایم آزار دهنده نبود. یکی از آقایونی که عقب نشسته بود خیلی محترمانه پرسید: به نظرتون صدای ضبط بلند نیست؟ راننده هم با پ ... و ب... جواب داد: نه روی 11-12 هست!

 


موقع پیاده شدن اسکناس 5000 تومانی دادم و از آنجا که راننده خرد نداشت، پیاده شد تا از دیگران پول خرد بگیرد، حدود 3-4 دقیقه زمان برد تا کسی به او پول خرد داد.
با دلخوری نشست پشت فرمون و گفت: عجب مردم بی فرهنگی داریم ما!!!! انکار از اینکه دیگران به او پول خرد نداده بودند، آزرده شده بود!

 


متاسفانه این آقا از آن دسته ای نبود که من نشانه ای از امید در او ببینم تا پاسخ دندان شکنی به او بدهم. وگرنه اغلب سکوت نمی کنم.

 


بعد از پیاده شدن به این اندیشیدم که اگرچه این آقا سطح فرهنگی خیلی پائینی داشت، اما خیلی از ما با فرهنگها هم، اشتباهات خودمان را ندیده می گیریم و فقط خطاهای دیگران را می شماریم.


این قسمتی از فرهنگ غلط ایرانی بودن است.

 


 
پگاه کثیف!
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: اعتراض
 
امروز صبح- ترافیک اتوبان همت


این یک کامیون حمل محصولات کارخانه پگاه است.


همان محصولاتی که باید سلامتی و شادابی را به ما ارزانی کند.

 
 
 

 
زندگی / رانندگی
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ آبان ۱۳٩٢  کلمات کلیدی: جمله های من ، fb

 

گاهی در ترافیک معمولی تهران، با کسی همراه می شوی که دائما می خواهد از تو جلو بزند، با اینکه راه مال تو است، اول جلویش را می گیری، نمی گذاری پیش برود، چون حق با توست، اما از توی آینه که نگاه می کنی، طرف هی چپ میرود، راست میرود، می بینی اگر بخوای بیشتر جلویش بایستی ممکن است ماشینت آسیب ببیند و اعصابت خورد شود، پس بهتر است که بگذاری رد شود، برود تا به خودخواهیش برسد.

درست مثل زندگی.