دنياي آبي

اجتماعی

شعر یادت نره!
ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: از زندگی ، عشق

 

بالاخره نمردیم و دیدیم که یک مرد ایرانی با کلاس پیدا شد که به شکل رمانتیک از یک خانم جلوی دیدگان یه عالمه جمعیت خواستگاری کنه!

 

البته خیلی بهتر میشد که اگر اون خانمه ایرانی بود.

 

امید است ایشون الگویی باشند برای سایر عاشق پیشگان واقعی!

 


 
پایان بی پایان
ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٠ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: شعرکی

 

دور دستها

سایه ی غمی نمناک

سراب گونه

آزار می شود گاهی

 

مهتاب شهبای تیره

از پشت ابرهای سهمگین

نقره فام می کند زندگی را گاهی

 

شاید پایان بی پایان

آرامشی باشد

برای لحظه های بی گذر تاریکی

 

شاعر بعد از این


 
 
ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر ، آموزنده
 
پدر پولدار،پدر بی پول
 
رابرت کیوساکی نویسنده کتاب پدرپولدار، پدر بی پول می گوید: علت عمده ای که باعث می شود غالب مردم در تنگناهای مالی بسر ببرند این است که آنان سالهای سال عمر خود را در مدارس بسر می برند اما در خصوص پول هیچ چیز یاد نمی گیرند. نتیجه این است که مردم فقط یاد می گیرند برای پول کار کنند. ... اما هیچ گاه یاد نمی گیرند چه کنند تا پول برایشان کار کند.
 
رابرت با گذر از فراز و نشیب های بسیار در زندگی توانست در سال 1996 در سن 47 سالگی به استقلال مالی رسیده و خود را بازنشسته کند. وی در این سال کتاب پدر پول دار، پدر بی پول را نوشت که به مدت سه سال پرفروش ترین کتاب نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال بود. موفقیت این کتاب سبب شد تا شرکت پدر پول دار تاسیس شود. این شرکت یک موسسه بین المللی آموزشی است که به آموزش تجارت و سرمایه گذاری در هفت کشور جهان مشغول است و ده ها هزار نفر دانشجو دارد. پس از تاسیس شرکت پدر پول دار به دلیل نگرانی فراوانی که رابرت از خلا در حال رشد میان ثروتمندان و فقرا داشت، به خلق بازی گردش پول پرداخت که به آموزش پول و مفاهیم مالی اختصاص دارد. وی درباره ایده خلق این بازی می گوید: من در طول سالهای تحصیلی ام به این نتیجه رسیده که بهترین شیوه یادگیری، تمرین و تکرار است. پس به فکر بازی ای افتادم که بتواند در کنار جذابیت و سرگرمی، مفاهیم مالی، سرمایه گذاری و حسابداری را به افراد بیاموزد. آموزش چنین مفاهیمی با مطالعه کتاب و یا شرکت در کلاس های آموزشی ممکن است برای فرد کمی کسل کننده و دشوار باشد.
 

 
آزمایش آقای جونز: موج سوم
ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر

 


گزارش زیر در مورد یک آزمایش روانشناختی است که چگونگی تسلیم انسان به افسونگری دیکتاتور را نمایش می دهد. آزمایشگر این موضوع را برای درک بهتر چگونگی همراه شدن مردم آلمان به افسونگریهای جنایتکارانه هیتلر، با وجود سطح فرهنگ بالای مردم آلمان آن زمان(که فکر میکنم از سطح فرهنگ امروز خیلی از کشورهای جهان سوم بالاتر بوده) انجام داده است.

ولی میتوان با خواندن آن حداقل از آمادگی ما برای تسلیم به این افسونگریها در آینده نزدیک( با وجود داشتن تجربه تلخ در گذشته نزدیک) وحشتزده شد.

 

 
 
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: شعرکی

 

چه بی صدا و بی نگاه،

چه ساده و سهمگین،

گذشتی از کنارم

و ندانستی که من با چه دلهره راه را پیمودم

تا بدان لحظه ی دلخواه رسیدم

و نشنیدی "آه" را

 

 


 
جوجویی!
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: احساسی

 

این فقط یک جوجه ی خیس تنهای ترسیده است که سردشه و به دستهای گرم احتیاج داره.

 

جوجو

 


 
زیبا از اینترنت..
ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر

 

گـــل من گـــاهی بداخلاق,کم حوصــــله و مغـــرور بود...
اما مـــاندنی بـــود...این بودنش بود که او را تبدیل به گـــل من کرده...

" شازده کوچولو __ آنتوان دو سنت‌ اگزوپری "

 

××××××

قاضی به پاپیون(استیو مک کوئین):
اتهام تو قتل کسی نیست.
جرم تو بدترین جرمیه که یک انسان می تونه مرتکب بشه.
من تو رو برای هدر دادن زندگیت محکوم می کنم.
و مجازات تو زندگی به جای مرگ است.
"پاپیون"
فرانکلین جی شافنر، 1973

×××××

عمو خسرو....!
بیا و........
با همون لحن مخصوص خودت.....
همونطوری که توی "خانه‌ی سبز" میگفتی
به اینا بگو:
چه معنی داره تو این دنیا کسی با کسی قهر باشه!
...

چه معنی داره تو این دنیا کسی تنها باشه!
چه معنی داره تو این دنیا آدم ها یک روز بیان و یک روز برن!
چه معنی داره تو این دنیا دل بعضی ها اینقدر تنگ باشه!
چه معنی داره تو ین دنیا دل بعضی ها از سنگ باشه!
چه معنی داره تو این دنیا زندگی کردن اینقدر سخت باشه ... !!
 
×××××
 
فـرانـک اسـلـیـد (آل پـاچـیـنـو) :تـوی زنـدگـیـم هـر وقـت بـه دوراهـی

رسـیـدم،بـدون اسـتـثــنـا مـی دونـسـتـم راه درسـت کـدومـه،ولـی

هـمـیـشـه راه اشـتـبـاهـو انـتـخـاب کـردم،مـیـدونـیـد چـرا؟

چـون راه درسـت لـعـنـتـی هـمـیـشـه سـخـت تـر بـود!
 
××××

 
بررسی نسبتها!
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: از زندگی ، fb

 

چند وقت پیش دیدم یکی از نگهبانهای خوب شرکتمون مشکی پوشیده، ازش پرسیدم چرا مشکی پوشیدی گفت: مادربزرگم فوت کرده. بعد از گفتن تسلیت، از اونجا که همیشه برای فوت بستگان همکارها روی برد شرکت آگهی تسلیت می زنند، رفتم سراغ مسئول اداری شرکت و گفتم می دونی که فلانی مادربزرگش فوت کرده؟

گفت: آره.

گفتم: پس چرا براش آگهی تسلیت نزدید؟

گفت: آخه مادربزرگ که نسبت نزدیکی نداره!!!!!!! (حالا بماند که برای خیلی از مادربزرگ و پدربزرگها قبلا آگهی زده بود).

 

دیروز که شنیدیم پسردایی یکی از مدیرها فوت کرده، بلافاصله همون خانم آگهی تسلیتشو زد به دیوار!!!

 

خوب حتما پسر دایی یک مدیر نسبت نزدیکتری دارد نسبت به مادربزرگ یک نگهبان!

 


 
ای کاش!
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱ آبان ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر