دنياي آبي

اجتماعی

ضرب المثل ماست ها را کیسه کرد از کجا اومده؟
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر ، آموزنده

 

روزی به مختارالسلطنه اطلاع دادند که نرخ ماست در تهران خیلی گران شده است.
مختارالسلطنه دستور داد که کسی حق ندارد ماست را گران بفروشد. چون چندی بدین منوال گذشت برای اطمینان خاطر با قیافه ی ناشناخته به یکی از دکان های لبنیات فروشی رفت و مقداری ماست خواست.
ماست فروش که او را نشناخته بود پرسید : چه جور ماستی می خواهی ؟ ماست معمولی یا ماست مختارالسلطنه !
مختارالسلطنه با حیرت و شگفتی از ترکیب و خاصیت این دو ماست پرسید.
ماست فروش گفت: ماست معمولی همان است که از شیر می گیرند و بدون آب است و با قیمت دلخواه.
اما ماست مختارالسلطنه همین طغار دوغ است که در جلوی دکان میبینید و یک ثلث ماست و باقی آب است و به نرخ مختار السلطنه می فروشیم و بدان نیز لقب دادیم.
حال کدام می خواهی؟!

 

مختارالسلطنه دستور داد ماست فروش را جلوی دکانش به طور وارونه آویزان کرده و بند تنبانش رامحکم ببستند.
سپس طغار دوغ را از بالا در دو لنگه شلوارش سرازیر کردند و شلوارش را از بالا به مچ پاهایش ببستند.
سپس به او گفت: آنقدر باید به این شکل آویزان باشی تا تمام آبهایی که داخل این ماست کردی از شلوارت خارج شود که دیگر جرات نکنی ماست داخل آب بکنی!
چون سایر لبنیات فروش ها از این ماجرا با خبر شدند، همه ماست ها را کیسه کردند

 

 


 
اشتباهی
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: از زندگی ، غم

 

گاهی وقتی خودت را کوچک می کنی از مهربانی تا اندازه ی کوچکتر از خودت شوی،

وقتی داشته هایت را برایش نداشته می کنی،

وقتی همه چیز را در طبق اخلاص می گذاری،

وقتی کاستی هایش را ندید می گیری،

وقتی کوتاهی هایش را بی صدا می بخشی،

وقتی بزرگ می کنی آنچه را که ندارد حتی!

همه از مهربانی ات!

همه از بخشندگی ات!

آنوقت آدمی میسازی: خودخواه، بخیل، بی انصاف، از خود راضی، خود بزرگ بین و بی شعور

 

اینجاست که خودت تقصیر کار هستی.

همه ی گناه ها به گردن خودت است.

خود خودت اشتباه کرده ای!

 

آنچه که بر سرت بیاید، گرچه حق بزرگواری ات نیست، اما شایسته ی رفتار احمقانه ات است قطعا"!

 

 


 
بیخود و بی جهت
ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: فیلم

بیخود و بی جهت

این فیلم به معنای واقعی معنی "بیخود و بی جهت" رو می رسونه.

یعنی با تمام وجودت درک می کنی که بیخود و بیجهت رفتی این فیلم "بیخود و بی جهت رو دیدی"

بازی بازیگران در سطح معمولی بود به جز "پانته آ بهرام"

داستان فیلم هم که "بیخود و بی جهت" بود!

ولی در کل فیلم متفاوتی بود!

شاید به یکبار دیدنش بیارزه!

شاید گفتم...

بعدا" نگید تو گفتی!

 


 
زیباست
ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۱ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر ، عشق
 
هوا سرد است.بسیار سرد.اما در اردوگاه کار اجباری نازی ها در سال 1942چنین روز تاریک زمستانی با روزهای دیگر تفاوتی ندارد.با لباس های کهنه و نازک ایستاده ام و می لرزم.نمی توانم باور کنم که چنین کابوسی در حال وقوع است.من فقط یک پسر کم سن و سال هستم.باید با دوستانم بازی می کردم،به مدرسه می رفتم،به فکر آینده می بودم که بزرگ شده و تشکیل خانواده دهم،من برای خودم خانواده داشتم.اما تمام این رویاها مخصوص انسان های زنده است که من قرار نیست جزء آن ها باشم.من تقریبا مرده ام.یعنی از وقتی که از خانه ام دور شده و همراه با هزاران اسیر دیگر به این جا آورده شده ام،مرده ام.آیا فردا هنوز زنده خواهم بود؟آیا امشب مرا به اتاق گاز می برند؟


 

 
مرغ عشق
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: حیوانات ، عشق

 

 

 

 

 


 
ای کاش!
ساعت ۸:٥۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: جمله های من

 

 

کاش میشد توان آدمها را هم مثل اعداد به توان رسانید تا به سادگی ناتوان نشوند!

 


 
تکراری دیگر!
ساعت ۸:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳ دی ۱۳٩۱  کلمات کلیدی: تولد

 

امروز آغاز سی و هفتمین گردش مرضی به دور خورشید به همراهی زمین!

 

تولد