دنياي آبي

اجتماعی

 
ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: از زندگی

 

گاهی آنقدر خودت را دست کم و ارزشهای وجودی ات را نادیده می گیری که اجازه می دهی دیگران، حتی آدمهای خوب! به بازی ات بگیرند، هر رفتاری که خواستند با تو داشته باشند و بقیه ماجرا را از همان اول گردن تقدیر بیندازند.

 

 به راستی که اعتماد به نفس با ارزشترین چیزهاست و نداشتن اعتماد به نفس بزرگترین نقطه ضعف آدم است باعث می شود هر آدم فرصت طلبی از نبود آن سوء استفاده کرده و هر ضربه ای را که خواست به تو وارد آورد.

 

 همکار نسبتا جدیدم واقعا کار به جایی می کند که خودش را الهه ی زیبایی، آخر هوش، استعداد، معرفت، توانایی و مهربانی می داند و به دیگران هم می قبولاند.

 

باشد که ما هم از کنار او فیضی ببریم و شاید اندکی تغییرات زندگی ما را متحول سازد.

 


 
وجدان کاری
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: از زندگی ، fb

 

سر چهار راه پشت چراغ قرمز، دخترک 10 ساله اسفند به دست از این ماشین به آن ماشین می رفت.


تا رسید به من صدقه ای که کنار گذاشته بودم، بلافاصله گذاشتم توی سینی اش که برود.
اما او اسفند دانی اش را از لای پنجره به زحمت تو آورد و چرخاند توی ماشین.

تشکر کردم.

او رفت.


و من به این می اندیشم که: وجدان (کاری) چقدر بستگی به آموزش و فرهنگ دارد و چقدر به شخصیت وجودی هر شخص؟

 


 
احترام به قوانین اجتماعی - FB
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ آبان ۱۳٩٠  کلمات کلیدی: از زندگی ، اعتراض ، fb

 

دیروز منتظر تاکسی بودم. یک آقایی پائین تر از من ایستاده بود در یک دست حدود 20 تا نان لواش و در دست دیگرش یک کیف بود.

زودتر از من به آنجا رسیده بود، اما با توجه به اینکه من به چهار راه نزدیکتر بودم، تاکسی برای من ایستاد.

یک لحظه دو دل شدم که به آن آقا بگم شما بفرمائید یا نه. آخه اون آقا با اون وضعیت حتما می خواست که جلو بنشینه و تاکسی ای که برای من ایستاد صندلی جلویش خالی بود. اما سوار شدم.

در صورتی که نوبت او بود.

او اعتراضی نکرد.

اما من خیلی خیلی به خودم اعتراض کردم از دیروز تا حالا!