دنياي آبي

اجتماعی

به همین سادگی
ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی: از زندگی

می گویم: ذره ای از این را که به من تعلق می گیرد نمی خواهم.

برق شادی را در جشمانش می بینم.

می گویم: در عوض بخشی از آنچه که به تو تعلق دارد را به من بده تا با هم برابر شویم.

می رود!


 
پیشرفت
ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

یعنی میشه یکروز توی ایران عابرهای پیاده با خودشون فکر کنند: " اینجا ایرانه نباید در زمان چراغ قرمز از خیابون رد بشیم؟"


 
می ترسم
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

بالاخره یکروز یک نفر پیدا میشود که به زودی نا امید نمی شود.

همه ی سعی های تو هم بی نتیجه می ماند و او نا امید نمی شود.

انگار یک تصمیمی فراتر از خواست توست.

سوالها می آیند... هزارها هزار:

نکنه یکوقت ...

نکنه خدای ناکرده...

اونوقت می مانی که چه کنی؟

بودن یا نبودن؟

آری یا نه؟

بی خیال خیلی چیزها می شوی یعنی؟

دو دل که چه عرض کنم، هزار دل می شوی.

بعد می ماند توکل.

درک نمی کنم خیلی این لغت را...

نشستن، نگاه کردن، تسلیم و توکل؟!

توکل می کنم قربتن الی الله.


 
سال نو مبارک!
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۸٩  کلمات کلیدی:

امیدوارم همه سالی پر از شادی، شادی، شادی و شادی داشته باشند.