دنياي آبي

اجتماعی

نوشته‌های ماهاتما گاندی
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر ، آموزنده ، اخلاقی

 من می‌‌توانم خوب، بد، خائن، وفادار، فرشته‌خو یا شیطان‌صفت باشم 
 
من می توانم تو را دوست داشته یا ازتو متنفر  باشم،
 
من می‌توانم سکوت کنم، نادان و یا دانا باشم،  
 
چرا که من یک انسانم، و این‌ها صفات انسانى است  
 
و تو هم به یاد داشته باش :
 
من نباید چیزى باشم که تو می‌خواهى ،

من را خودم از خودم  ساخته‌ام، 
 
تو را دیگرى باید برایت بسازد و  
 
تو هم به یاد داشته باش  
 
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است
 
،
 
تویى که تو از من می سازى آرزوهایت و یا کمبودهایت هستند.
 
لیاقت انسان‌ها کیفیت زندگى را تعیین می‌کند نه آرزوهایشان
 
و من متعهد نیستم که چیزى باشم که تو می‌خواهى  
 
و تو هم می‌توانى انتخاب کنى که من را می‌خواهى یا نه  
 
ولى نمی‌توانى انتخاب کنى که از من چه می‌خواهى .
 
می‌توانى دوستم داشته باشى همین گونه که هستم، و من هم.  
 
می‌توانى از من متنفر باشى بى‌هیچ دلیلى و من هم ،  
 
چرا که ما هر دو انسانیم.  
 
این جهان مملو از انسان‌هاست ،  
 
پس این جهان می‌تواند هر لحظه مالک احساسى جدید باشد.  
 
تو نمی‌توانى برایم به قضاوت بنشینى و حکمی صادر کنی و من هم،  
 
قضاوت و صدور حکم بر عهده نیروى ماورایى خداوندگار است.  
 
دوستانم مرا همین گونه پیدا می کنند و می‌ستایند،  
 
حسودان از من متنفرند ولى باز می‌ستایند،  
 
دشمنانم کمر به نابودیم بسته‌اند و همچنان می‌ستایندم،  
 
چرا که من اگر قابل ستایش نباشم نه دوستى خواهم داشت،  
 
نه حسودى و نه دشمنى و نه حتا رقیبى،
 
من قابل ستایشم، و تو هم.
 
یادت باشد اگر چشمت به این دست نوشته افتاد
 
به خاطر بیاورى که آن‌هایى که هر روز می‌بینى و مراوده می‌کنى  
 
همه انسان هستند و داراى خصوصیات یک انسان،
 
با نقابى متفاوت،  
 
اما همگى جایزالخطا.
 
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى،  
 
و یادت باشد که کارى نه چندان راحت است.
...


 
بی تعارف!
ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: جمله های من

نصف بیشتر.... نه خیلی بیشتر از نصف بیشتر عمرمونو در جهت به دست آوردن قضاوت مثبت دیگران زندگی می کنیم!


 
کوههای ما!
ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸  کلمات کلیدی: شعرکی

می آیند به سنگینی با ادعای کوه!

می مانند به سختی مانند تپه... که نه کُپه خاکی شاید...

می روند به سادگی چون غبار!

جای خالی تصویری از کوه

و پَری از غبار می ماند و بس!