دنياي آبي

اجتماعی

وا!
ساعت ۳:۱۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: معما

به نظر شما منظور طراح از نقاط زرد در این تابلو چه چیزی بوده است؟!!متفکر

من که هر چی فکر کردم به نتیجه ای نرسیدمنیشخند


 
یعنی ما ایرانیها اینطوری هستیم واقعاَ؟!
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: از زندگی ، اعتراض

تقریباً 2 سال پیش یک نرم افزار قفل دار ثبت سفارش خریداری کردیم برای شرکت به مبلغ 45 هزار تومان. این نرم افزار طوری طراحی شده که اگر قطعه ای از کامپیوتر تعویض بشه، باید از آن شرکت (نوین ایده) تقاضا بشه تا کسی و بفرستند تا دوباره کد رمز رو تغییر بده و نرم افزار رو نصب کنه. در طی این مدت، یکبار این اتفاق افتاد و 15 هزار تومان هزینه این عمل برای کامپیوتر اینجانب در شرکت شد.

تا اینکه دو هفته پیش، از نرم افزار برای یک کار فوری استفاده می کردم (اغلب کارهای بازرگانی، فوری یا فوق فوری هستند) که نرم افزار دچار مشکل شد و پرینت نمی گرفت. من هم بلافاصله با شرکت مذکور (نوین ایده) تماس گرفتم و ازشون خواستم که راهنمائی کنند. خانم منشی کد شرکت رو خواست و بعد گفت با توجه به اینکه 2 سال از خریداری شما می گذرد، باید هزینة شارژ رو بپردازید تا به سوال شما پاسخ داده شود.

گفتم: حتماً این کار انجام میشه، اما لطفاً الان وصل کنید پشتیبانی تا من کارم راه بیفته!

- امکان نداره خانم!

- خانم محترم من به شما قول می دم این کار انجام بشه، لطفاً الان همراهی بفرمائید کار ما راه بیفته!

- من وصل هم بکنم، بخش پشتیبانی جواب نخواهد داد!

- آخه این چه وضعشه! شما باید جلب اعتماد مشتری رو بکنید. یک نرم افزار طراحی کردید و توش Erore های مختلف گذاشتید که دائماً مشتری رو سر کیسه کنید؟ حالا به جهنم، اقلاً الان کار منو راه بندازید!

- امکان نداره!

- متآسفم واقعاً!

و تلفن رو کوبیدم.

در همین اثنامدیر مربوطه که متوجه صدای عصبانی من شده بود، اومد و گفت می تونی از شرکت همکار کمک بگیری در این مورد، شماره تلفن این شرکت رو هم بده من صحبت کنم.

داشتم می رفتم شرکت همکار که صدای فریاد مدیر مربوطه رو شنیدم که به خانم منشی شرکت می گفت: مگه شما سر گردنه نشستید!

خلاصه جونم براتون بگه که به هر بدبختی ای بود، اونروز کار ما راه افتاد. اما من تصمیم گرفتم که دیگه با نرم افزار این شرکت کار نکنم و به جاش توی Word اون فرم رو درست کنم.

چند ساعت وقت گذاشتم و اون فرم رو درست کردم که خیلی هم بهتر از نرم افزار اون شرکت شد. یاد قضیه تحریم ایران و خودکفائی افتادم!

ولی تأسفی عمیق برایم باقی ماند که چرا شرکتهای ایرانی، اون هم از نوع نرم افزاری، باید اینگونه با مشتری برخورد کنند. مسلماً این رفتار باعث جلب مشتری نخواهد شد.

واقعاً اینگونه رفتار تقصیر کیست؟ دولت بد؟ وضع اقتصادی بد؟ ایرنانیهای بد؟

این ما هستیم که ایران را می سازیم: من کارمند، توی دانشجو، او که مدیر است، کسی که صاحب شرکت نرم افزاری است، بقالی محل، داروساز و داروخانه چی، رانندة تاکسی و ... همة ما با رفتارهایمان ایرانی بودن را تعریف می کنیم.

ما مسئول هستیم در برابر خدا، خود، جامعه، و در برابر ایرانی بودنمان!

ما همه، هر کدام سهمی داریم در تعریف "ایرانی بودن" نقشی داریم در تعریف فرهنگ، اقتصاد، جامعه، اعتماد، سیاست و زندگی!

کاش" ایرانی بودن" را بهتر بازی می کردیم!

 *****************

راستی هر کس کارش بازرگانی هست و نیاز به این فرم دارد، به من ایمیلی با عنوان درخواست فرم ثبت سفارش بزند، تا تقدیم کنم.

یک شعار بازار خراب کن: نیشخند

(از نوین ایده نخرید، من به شما نرم افزار ثبت سفارش را هدیه می دهم)


 
حتی درخت!
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: از زندگی

انگار وقتی پس از مدتی به درخت تکیه می دهی، درخت چیزی فراتر می شود از یک تکیه گاه! انگار که فهمیده باشد به هر کسی نمی شود تکیه کرد، انگار که از این اعتماد راضی و خوشنود و دلگرم می شود و خودش را جزئی از تو می داند، با تو یکی می شود و آنچنان با تو در می آمیزد که نفست را - حیاتی ترین نیازت را- از او می دانی نه از خودت!

****

بار اولی که حس کردم درختها هم نفس می کشند، خیلی کوچک بودم. یادم هست که خیلی هیجان زده شده بودم. به پدرم گفتم: این درخت نفس می کشد.

پدرم خندید و گفت: نه درخت نفس نمی کشد.

گفتم: اما من حس می کنم نفس کشیدنش را.

پدرم گفت: نفس خودت است.

من باور نکردم اماااا... با خودم اندیشیدم: حتماً پدر نمی داند!

****

 انگار گاهی حس درختها از خیلی از آدمها زیباتر و قویتر است! خیلی خیلی


 
عجب!
ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧  کلمات کلیدی: از زندگی

گفت: من همیشه هواتو دارم!

احتمالاً توقع داشت ازش تشکر کنم اما من گفتم: مگه من تا حالا چیزی برای خودم ازتون خواستم؟! اگر هم چیزی گفتم برای بهبود اوضاع کاری بوده و شما هر کدام رو که صلاح دونستید انجام دادید.

هیچی نگفت بحث رو عوض کرد!

*****

هیچکسی به خوبی خودم نمی تونست زیرآب منو بزنه!نیشخند