دنياي آبي

اجتماعی

باور!
ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: حیوانات ، از زندگی ، احساسی ، جمله های من

خودِ کلاغها هم دیگر باور ندارند

کسی صدایشان را دوست بدارد.

باورشان شده که رنگ پرشان کریه است.

باور دارند که هیچ نگاهی مشتاقانه نگاهشان نمی کند.

باور کرده اند که کبوتران زیباترند.

برای همین است که نگاههای تحسین آمیز مرا نمی بینند.

برای همین است که وقتی نگاهشان می کنم، ساکت می شوند و نمی خوانند.

نمی دانند که صدایشان را دوست دارم

و رفتارهایشان را

باور کرده اند که خوب نیستند.


 
بیا باور کنیم که...
ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: جمله های من

«آدمها هم مثل لحظه ها تکرار ناپذیرند!»

آدمها

       تکرار

            ناپذیرند! 

                   ناپذیر


 
بدون شرح!
ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ آذر ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: از زندگی ، اعتراض

امروز صبح توی تاکسی:

یک آقاهه...........................................مرضی

منصفانه نیست!

لطفاً منظور مرا درک کنید

نگید: چه پاهای قشنگی!