دنياي آبي

اجتماعی

هویجوری نمی دونم چند!
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: هویجوری

۱- آقایان خانمها توجه توجه: اینجانب سیاسی نمی نویسم.. علاقه ای به سیاست ندارم... فقط و فقط اجتماعی... لطفاْ برداشت سیاسی نفرمائید.

۲- دل که هی واحسرتا سر می کند                      عقل و دین را بی محابا می کند

۳- در رابطه با مطلب قبلی امرزو صبح آقایی میانسال و خیلی با شخصیت در اتوبوس فرمودند:«بهتر است چند اتوبوس را به آتش بکشیم تا کسی رسیدگی کند!»

۴- وااای چه نانااااااااز

۵- چرا گریانند اینها؟!


 
آهای شما...
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: از زندگی

شما چقدر قناعت می کنید؟

به زبان بهتر بگویم:

چقدر درست مصرف می کنید؟

فرقی نمی کند هر چیزی... هر کدام از دارائیهایتان را.

تعریفتون از قناعت چیه؟

****

از وقتی که مشکل فشار گاز در کشور پیش اومد، خیلی ذهنم درگیر این مساله شد مخصوصاْ وقتی که یکی از همکارهام گفت: هیچوقت صرفه جوئی نمی کنم مثل همون چند سال پیش که آب سهمیه بندی شده بود، فکر می کنم من مصرف نکنم یکی دیگه می کنه چرا من نه؟!

یادم اومد که توی مصرف کردن لوازم شرکت هم همینطور برخورد می کنه و همه چیز رو اصراف می کنه و چقدر منو حرص می ده!

بیشتروقتها آدمها (خصوصاْ توی ایران) با مصرف کردن پز می دهند! با اصراف کردن!

نمی دونم هیچ وقت با خودشون فکر می کنند که اصلاْ این کار درست هست یانه؟

باور دارم که کاغدی که اینگونه راحت و بدون استفاده ی درست دورش می اندازیم، تکه ای از تن یک درخت زیبا و تنومند است.

تو که درختها را دوست داری، کاغذ را درست مصرف کن!


 
هشتمین
ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٦  کلمات کلیدی: از زندگی ، جمله های من ، مذهبی

خواستمش.امام رضا.. نخواستم

 

دعوت کرد...

              غیر منتظره...

                            بی منت...

                                       شاهانه