دنياي آبي

اجتماعی

مدیرعامل جدید!
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: از زندگی ، کار

خوشم اومد خدائیش..

خوشم اومد وقتی فهمیدم که این رئیس روسا هم پشت سر ما کارمند کوچولو ها می شینن غیبت می کنند.

اونم نه در مورد مسائل کاری، که در مورد مسائل کاملاْ شخصی!!!

چند وقت پیش بود که این مدیر عامل جدید اومد توی اتاقم و طی مراحلی ، بم گفت که سر سن من با رئیس بزرگ شرط بسته!

آقا منو می گی از شدت تعجب شاخهام در اومد و منفجر شدم از خنده!

چند روز بعدش هم اومد و راجع به گذشته من در این شرکت یک سوالهایی کرد . متوجه شدم اطلاعات دقیقی در این مورد دارد که باز هم فوق العاده تعجب کردم.

به نظرم حتی به ایشون اطلاع دادند که پائیز سال ۸۲ رنگ مانتوی من با مقنعه ام ست بوده یا نه!!!

جالب اینجاست که همه رو هم از روسای عالی مقام احتمالاْ توی یکی از جلسات فوق مهم!شنیدند !!!!

با خودم تصور کردم:

موضوع جلسه: خانم دنیای آبی

دستور جلسه:

۱- سن ایشان

۲- گذشته ایشان (مو به مو)

۳- آینده ایشان چه خواهد شد؟!!!

 راستی از این جهت خوشم اومد که خیالم راحت شد هر چی پشت سرشون غیبت کردیم، اشکالی نداره دیگه این به اون در!


 
کوچ
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر

من از دیار غریبان، شبانه خواهم رفت

                                هزار بادیه را، بی نشانه خواهم رفت

به شوق یافتن دست های صادق عشق

                                به سرزمین جوان جوانه خواهم رفت

من از جراحت قلب شکسته خواهم رست

                                ز دست خنجر تیز زمانه خواهم رفت

ز قله های بلند و حزین تنگ غروب

                                به شرق شیشه ای جاودانه خواهم رفت

نشان من ز جرسهای کاروان پرسید

                                که با دو صد غم و آه و ترانه خواهم رفت

مرا ز اشک زلال ستاره ها پرسید

                                که من غریبم و تا بی کرانه خواهم رفت

«صابر امامی»

************

چندیست مانده ام بین «ماندن»‌ و «رفتن»!


 
فتح خون (۲)
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: نویسندگان دیگر

آه از شفقی که روز را به شب می  رساند و آه از دهر آنگاه که به مراد سفلگان می چرخد!

چشمه ها کور شده اند و آینه ها را غبار گرفته است.

بادهای مسموم نهالها را شکسته اند و شکوفه ها را فرو ریخته اند و آتش صاعقه را در همه ی وسعت بیشه زار گسترده اند.

آفتاب، محجوب ابرهای سیاه است و آن دود سنگینی که آسمان را از چشم زمین پوشانده!

و دشت جولانگاه گرگهای گرسنه ای است که رمه را بی چوپان یافته اند.

«شهید مرتضی آوینی»


 
خواص گیاهان
ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: از زندگی ، آموزنده ، جمله های من

اگر «خوشبختی» فروشی بود، پولدارترها خوشبخت تر بودند.

حالا که نیست!

***************

کمتر کسی هست که تا کنون راجع به خواص سیر نشنیده باشد. گذشته از مفید بودن این گیاه برای انواع امراض، در زیبایی هم کاربرد دارد.

از سیر می توان جهت تقویت ابروها استفاده کرد.

استفاده کردن از سیر بر روی ابروها باعث می شود که ابروهایی که بر اثر مرور زمان ریخته یا در اثر نازک کردن ابرو، به کندی رشد می کند، تقویت شود.

طریقه استفاده: هر شب مقداری از سیر را تراشیده (با چاقو یا ناخن) و روی ابروی خود بمالید. حداقل ۱۵ دقیقه بو و سوزش احتمالی آن را تحمل کنید. برای شستشو از آب ولرم استفاده کنید و به ملایمت تکه های سیر را از روی ابروی خود بشوئید.نتیجه را بعد از یکماه خواهید دید.

صد در صد تضمینی است. 


 
به به عربی!
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: از زندگی ، شاد

موسیقی و رقص ریشه در فرهنگ همه ی ملتها دارد. انگار که از فطرت انسان نشأت می گیرد.

 

ملتهای گوناگون، موسیقیها و رقصهای گوناگونی دارند موسیقی و رقص، زبانی است که نیاز به ترجمه ندارد و خیلی راحت بدون فهمیدن زبان خواننده، میشود با موسیقی ارتباط برقرار کرد.

 

درست است که اکنون موسیقی دانان و موسیقی نوازان، زبان مخصوص خود را دارند (نوت) اما آن زمان که هنوز حرف زدن رواج نداشته و نوشتنی در کار نبوده، موسیقی و رقص بوده!

 

خیلی از موسیقیها و  رقصهای قدیمی، مقدس و جهت پرستش خدایان بوده. نمونه بارز آن قربانی کردن سرخپوستان برای خدایانشان است که با موسیقی خاص خودشان همراه است.

 

در حال حاضر، درویشها با نوعی موسیقی خاص(لحن موسیقیایی) اسم علی (ع) را تکرار می کنند و با آن موسیقی می رقصند و از حالت عادی خارج می­ شوند.

 

حتی لحن خواندن کتاب مقدس ما مسلمانها هم نوعی موسیقی خاص خودش را دارد.

 

اینکه می گفتند یا بگویند رقص و موسیقی حرام است، به نظرم حرف درست و با پایه و اساسی نیست.

 

اینکه کسی بگوید وقتی توی یک جمعی که همه خانم هستند، رقصیدن مکروه هست یا گناه دارد و اینها، اصلاً برایم قابل قبول نیست.

 

حالا چه فرقی می کند اگر این جمع، کلاس رقص باشد؟

******

تعبیر این دوست خواندنیست:

به نظر من رقص، پرواز روحه در حالتهای دست!

dance

**********

ای خدااا چی می شد این بچه ها بعد از آپ کردن، پینگ می کردن؟!!!!!


 
راز چاه!
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢ مهر ۱۳۸٥  کلمات کلیدی: مذهبی

باز هم رمضان با یاد علی (ع) آمد.

بدون شک در شخصیت ایشان، نکات بسیاری برای الگو برداری هست آنقدر که هر چه بگوئیم کم گفته ایم.

یادم هست که وقتی در دوران کودکی برای اولین بار شنیدم که حضرت علی (ع)‌ با چاه درد دل می کرد و کنار آن می گریست، برایم عجیب می نمود که چرا یک انسان با یک «بی جانی» مثل چاه! درد دل می کند.

شاید تا چند سال پیش هم به خوبی معنای این کار را درک نکرده بود.

اما کم کم که به دوران مشکلات زندگی وارد شدم، هر بار که با کسی درد دل کردم و نارو خوردم بیشتر فهمیدم علت درد دل حضرت را با چاه!

یک چاه، همیشه فرصت کافی برای شنیدن حرفها دارد.

یک چاه، راز دار ابدییست و هیچ گاه حرف تو را جایی از روی عمد یا غیر عمد نمی گوید.

یک چاه، نقطه ضفعفهای تو را از مشکلاتت می داند، اما در جهت سوء استفاده از آنها بر نمی آید.

یک چاه، در حضور دیگران، حرفهای تو را بازگو نمی کند تا شرمنده ات کند.

یک چاه، هرگز سرت منت گوش کردن به حرفهایت را نمی گذارد. (در ضمن پول هم نمی گیرد مثل مشاورها)

یک چاه، بعد از دانستن دردهای تو، نمک به آنها نمی پاشد.

یک چاه، بعد از دانستن دردهای تو، دیدش نسبت به تو عوض نمی شود.

و ....

آره... این بود راز چاه حضرت علی (ع)

البته شاید دلایل پنهان دیگری هم بوده که ما از آن بی خبریم.