دنياي آبي


اجتماعی

پیشی شرکت

 

یکی از پیشیهای شرکت ما

پیشی 

 

 

 

 

پیشی ایرانی

همانطور که پیداست گرچه پیشی ما از مادر بی اصل و نصب متولد شد اما انگار اجدادش از گربه های ایرانی بودند.

صداش و رفتارش خیلی شبیه گربه های اصیل ایرانی هست.

فکر نکنم لازم باشه بگم که اینجانب مادرخواندش هستم و عااااشقشم.

اگر حمام بره و موهاشو شونه کنه خدا می دونی که چقدر خوشگلتر میشه!

 

   + مرضي - ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۱

 

علامت اول: تماس چشمی

یک مثقال مکالمه دو نفره به یک من صحبت یک نفره می ارزد.
ناشناس

چگونه متوجه می شوید که فرد مقابل به صحبت های شما گوش می دهد؟ اولین و مهم ترین علامت تماس چشمی است و دیگر هیچ. اگر کسی به شما نگاه نمی کند، آن فرد به حرف های شما گوش نمی دهد.

چند بار با خود فکر کرده اید یا شاید گفته اید، به خصوص به فرزندان تان که "وقتی با تو حرف می زنم به من نگاه کن!" آیا می دانید چه قدر عذاب آور است وقتی با فردی صحبت می کنید، و او به شما نگاه نمی کند، و چه قدر احساس راحتی می کنید وقتی که به شما نگاه می کند؟

تجربه پیشنهادی برایان

در اینجا به تجربه کوچکی اشاره شده که نشان می دهد تماس چشمی در برقراری ارتباط با فرد دیگر چه قدر مهم است. ابتدا به فردی که با او صحبت می کنید، یا کسی که با شما صحبت می کند، مستقیم نگاه کنید. سپس اجازه دهید نگاه خیره تان لحظه ای از او جدا شود، به فردی که صحبت می کند دیگر نگاه نکنید.

او چنان سریع عکس العمل نشان خواهد داد که گویی در همان موقع فرش کلام را از زیر پایش کشیده اند. فرد به محض این که از نگاه کردن به او دست بکشید، در وسط جمله حرفش را قطع می کند. این اتفاق هر بار رخ می دهد.

تجربه شخصی ران درباره خطرات از دست دادن تماس چشمی

در روزهای اول بازیگری، به عنوان بخشی از آموزش، مربی شمشیربازی به نام استنلی کوقان داشتم. او مربی خوب، متواضع و تا حدودی ساکتی بود. اما وقتی کلاه مربی گری اش را بر سر می گذاشت، همه را به وحشت می انداخت. وای به حال کسی که موقع اصلاح کردن یا آموزش دادن یک حرکت دفاعی یا حمله به سمت دیگری نگاه می کرد. با انگشتانی که از ساعد پرقدرتش نیرو می گرفت ناگهان چانه ات را در مشتش می گرفت و در حالی که استخوان های چانه ات زیر فشار خرد می شد، آهسته سرت را به طرف خودش برمی گرداند و به آرامی می گفت: "وقتی با تو صحبت می کنم به من نگاه کن؛ لطفا!" اقرار می کنم که بعد از دو بار تذکر همیشه این کار را انجام دادم.

به گوینده مستقیم نگاه کنید

تماس چشمی مستقیم برقرار کنید. این روش اساسی به افراد نشان خواهد داد که به آنها گوش می دهید. هر چه بیشتر تماس چشمی داشته باشید، به نظر می رسد که بیشتر درگیر صحبت های فرد مقابل هستید.

تماس چشمی تا چه حد درست است؟ برای گوش کردن، چیزی به اسم خیلی زیاد وجود ندارد: به طور مطلوب، باید صد درصد باشد. اگر به دفعات زیاد یا به مدت طولانی روی خود را برگردانید، مطمئنا عکس العمل های منفی در فرد مقابل ایجاد خواهید کرد که با خود فکر خواهد کرد، "خسته شدم، او از من خوشش نمی آید." یا: " او به حرف های من علاقه ای ندارد."

با تماس چشمی ضعیف هیچ تفکر مثبتی به وجود نمی آید. برای این که با جذبه به نظر برسید، باید هنگام گوش کردن تماس چشمی بسیار خوبی برقرار کنید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

در گفت و گوی بعدی خود عکس العمل "به موقع" را تمرین کنید. اگر می خواهید با جذبه باشید، حواس تان باید "آنجا باشد." چه یک دقیقه را با فرد مقابل صرف کنید، چه یک ساعت، خود را موظف بدانید که در آن لحظه کاملا متمرکز باشید. اگر حواس تان جمع نباشد نمی توانید با جذبه باشید.

تصمیم بگیرید عادت تماس چشمی مستقیم را هنگام گوش کردن در خود تقویت کنید. هنگام صحبت کردن با افراد یک موقعیت اجتماعی یا تجاری را انتخاب کنید. وقتی دیگران صحبت می کنند، اطمینان حاصل کنید که چشم های تان به چشم های آنها نگاه می کنند نه به برآمدگی بینی، پیشانی، یا پشت گوش چپ شان. توجه خود را متمرکز کنید. اجازه ندهید چیزی حواس تان را پرت کند. وسوسه نشوید که در اتاق به دنبال گروه مهم تر و مطلوب تری بگردید. به صندلی ها یا میز غذا نگاه نکنید؛ اجازه دهید که چشم ها و توجه تان فقط متعلق به آنها باشد تا این که صحبت شان تمام شود.

تکنیک تماس چشمی متمرکز را با اعضای خانواده خود نیز در منزل تمرین کنید. وقتی احساس کردید به طور طبیعی و به راحتی به دیگران با دقت توجه می کنید، آن وقت است که می توانید از تماس چشمی خوب به تماس چشمی برتر تغییر موضع دهید. در کارهای فرد با جذبه و متبحر همیشه یک "باید" وجود دارد. این مبحث در فصل 11 با عنوان "حرکت دادن چشم" دنبال خواهد شد.

علامت دوم: حرکت دادن چشم

علت آن که دو گوش و فقط یک دهان داریم این است که بیشتر گوش کنیم و کمتر حرف بزنیم.
زنو از آتن، 350 سال قبل از میلاد مسیح

برای تماس چشمی برتر، در هنگام گوش کردن به مهارت دیگری نیاز دارید تا به طبیعی بودن آن بیفزاید. همچنین کمک می کند تا احتمال به وجود آمدن ترس ناشی از تماس چشمی کمک می کند تا احتمال به وجود آمدن ترس ناشی از تماس چشمی عمیق از بین برود. علاوه بر این، از عمق ارتباط شما با شخص و درگیر شدن شما با صحبت های او حکایت می کند. این مهارت "حرکت چشم" نامیده می شود.

حرکت چشم چیست؟ حرکت چشم عبارت است از عمل ساده تغییر جهت نگاه خود از یک چشم فرد به چشم دیگرش وقتی به حرف های او گوش می دهید. اگر می خواهید حرکت چشم را در عمل ببینید، دفعه بعد که تلویزیون را تماشا می کنید با دیدن صحنه عاشقانه ای که در آن دختر جوانی به چشم های مرد جوانی نگاه می کند، صدای تلویزیون را کم کنید. وقتی دختر به چشم های او خیره می شود، نگاه کنید که چطور چشم های دختر از یک چشم مرد به چشم دیگر او حرکت می کند. مرد هم همین طور عمل می کند. دختر حتی یک مثلث حرکتی بین چشم ها و لب های او ایجاد خواهد کرد که باعث می شود تماس چشمی بسیار صمیمی و حسی شود. حرکت متقابل چشم های شان به آن دو می گوید که چقدر ذهن و احساس آنها کاملا و فعالانه متوجه یکدیگر است.

گوش کردن واقعی در مقابل گوش کردن ظاهری

شاید شما عکس این توجه کامل را تجربه کرده باشید. فردی به شما نگاه کرده و به احتمال قوی تماس چشمی صد درصدی برقرار می کند، ولی شما می دانید "چراغ ها روشن هستند اما کسی در خانه نیست." فرد مقابل درگیر گوش کردن ظاهری است. او به شما گوش نمی دهد؛ چشمانش نگاه براق و خیره ای داشته و بلافاصله بدترین سوءظن را در شما ایجاد می کند که او واقعا نه به شما و نه به آنچه که می گویید علاقه دارد.
نتیجه آن نگاه خیره چه چیزی است؟ این نگاه فاقد فعالیت چشمی است. این چشم ها به نظر می رسد در یک جا قفل شده و فقط به شما دوخته شده اند. هر چه بیشتر آنجا بنشینید، احساس ناراحتی و حتی عصبانیت بیشتری می کنید.

چشم های تان را تکان دهید

اگر می خواهید مردم متوجه شوند که گوش می کنید، باید چشم های تان را تکان دهید. درست مثل زمانی که به تلویزیون نگاه می کنید، هر چقدر فعالیت چشم بیشتر باشد به نظر خواهد رسید که بیشتر درگیر شده اید و هر چه فعالیت چشمی کمتر باشد به همان نسبت درگیری کمتر است.

نامزد ریاست جمهوری و شخصیت سیاسی مردم آزار، راس پرت نمونه کاملی از "نبود فعالیت، نبود درگیری" بود. هر زمان که او را در تلویزیون می دیدید، چه در حال صحبت کردن و چه در حال گوش کردن، چشم هایش را به ندرت تکان می داد: به نظر می رسید اصلا چشمک نمی زند. او فقط زل می زد. این چشم های خیره و فاقد فعالیت نشان می داد که به نظریات دیگران اهمیتی نمی دهد؛ او ارزشی برای آنچه به او گفته می شد، قائل نبود: فکرش ساخته شده بود. او فقط به چیزی که قصد داشت در آینده بگوید، علاقه داشت.

راهکارهایی برای جذب دیگران

وقتی در هنر برقراری تماس چشمی طولانی مهارت کافی را به دست آوردید، شروع به تمرین و یادگیری تکنیک حرکت چشم در منزل کنید. دفعه بعد که به صحبت های کسی گوش می دهید، تمرکز کنید. دفعه بعد که به صحبت های کسی گوش می دهید، تمرکز کنید و چشم های خود را مابین چشم های او به دفعات پس و پیش کنید. البته در این کار افراط نکنید؛ طوری به نظر نرسد که گویی تیک گرفته اید! بعد از کمی تمرین، به سرعت متوجه خواهید شد که نیازی نیست سعی کنید چشم تان را حرکت دهید؛ این حالت به خودی خود اتفاق می افتد.

اگر نگران این هستید که چند وقت یک بار چشم های خود را حرکت دهید، کافی است که به یک شنونده خوب و دقیق نگاه کنید. به افرادی که در گفت و گوهای دو نفره، برخوردهای اجتماعی، یا حتی در تلویزیون شرکت دارند، نگاه کنید. روشی که آنها از چشم های شان استفاده می کنند، به شما ایده خوبی از حرکت مناسب چشم خواهد داد.

حرکات چشم یکی از بهترین علامت هاست که به گوینده می گوید فرد مقابل علاقه شما را به دست آورده است. اکنون اجازه دهید به روش دیگری برای بیان جذبه بپردازیم.

علامت سوم: کج کردن سر

اعتماد به نفس در گفت و گو سودمندتر از هوش و ذکاوت است.
فرانسوا دولا روشفوکو

حرکاتی که با بدن و سر خود ایجاد می کنید، تاثیر بیش از حدی بر افراد دیگر می گذارد.

چطور کنجکاوانه نگاه کنید

اگر موقع گوش دادن به حرف کسی سرتان را گاه و بی گاه کمی به یک طرف کج کنید، باعث می شود که نگاه تان عمیق و جس و جوگرانه به نظر برسد؛ به نحوی که گویی با توجه عمیق تری به گوینده نگاه می کنید. اگر هنگام گوش دادن به صحبتی که از نظر گوینده مهم است این تکنیک را به کار ببرید، خیلی دقیق و با توجه به نظر می رسید. او این حرکت کوچک را حمل بر جذابیت بی اندازه شما می داند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که کسی با شما صحبت می کند، به خصوص درباره چیزی که از نظر او مهم است، سعی کنید سرتان را به یک طرف کج کنید. قبل از آن که این تمرین را روی کسی امتحان کنید جلوی آینه انجام دهید تا ببینید چطور به نظر می رسید.

یک قانون دیگر: هنگام گوش کردن سرتان را کج و هنگام صحبت کردن سرتان را صاف کنید.

سپس این سه روش را که تا اینجا آموخته اید با هم ترکیب کرده و تمرین کنید: از تماس چشمی مستقیم در گفت و گو با هر شخصی استفاده کنید، نگاه خود را از یک چشم به چشم دیگر او حرکت دهید و وقتی کسی با شما صحبت می کند سر خود را به چپ یا راست کج کنید.

تمام این علامت ها بخشی از سیستم علائمی است که افراد مشهور برای گفتن: "حواسم کاملا به چیزی است که شما می گویید" استفاده می کنند. این علائم شاخص های کوچک اما موثری از عمق گوش کردن و میزان درگیری شما در گفت و گو است.

علامت چهارم: تکان دادن سر

شادترین گفت و گو زمانی است که در آن نه رقابت و نه خودبینی بلکه تبادل آرام و بی صدای احساسات طرفین اتفاق افتد.
ساموئل جانسون

تکان دادن سر یکی دیگر از تکنیک های موثر هنگام گوش دادن به صحبت های دیگران و با جذبه نمودن در نظر آنهاست. بعضی افراد به طور غیرارادی تمایل دارند سرشان را تکان بدهند؛ بعضی افراد هم سرشان را اصلا تکان نمی دهند. اگر به عکس العمل های افراد هنگام گوش دادن به صحبت کسی نگاه کنید، خواهید دید که تکان های سر چقدر می توانند باارزش باشند. در صورت نبود این تکان های سر، جذابیت و انرژی شنونده به طور چشمگیری کاهش می یابند.

تجربه شخصی ران درباره افزودن "سرتکان دادن" به تکنیک گوش دادن

روزی یکی از گزارشگران تلویزیونی در خانه ام با من مصاحبه می کرد. او با یک فیلم بردار پشت سرش وارد خانه شد که به محض مستقر کردن لامپ هایش اداره دفترم را به دست گرفت. ما در این اثنا با هم گپی زدیم و او پیش زمینه ای از سوالاتی که می خواست از من بپرسد در اختیارم گذاشت؛ سپس صحبت هایش را شروع کرد.

در حین صحبت متوجه شدم که فیلم بردار دوربینش را فقط روی من تنظیم کرد و حتی یک بار هم از گزارشگر تصویر نگرفت. با خودم فکر کردم: "اگر همین طور ادامه پیدا کند، به این گفت و گوی یک نفره خاتمه خواهم داد. فقط من و صدای گزارشگر در زمینه بودیم." آن روش کار اصلا مرا راضی نمی کرد.

وقتی گفت و گو تمام شد، گزارشگر به فیلم بردار گفت که از عکس العمل های او هم تصویر بردارد. من کنجکاوانه نگاه کردم و سپس پرسیدم: "چرا عکس العمل های خود را جداگانه ضبط می کنید؟" او جواب داد: "من می خواستم مصاحبه را در دفتر شما انجام دهمم و برایم مقدور نبود که دو دوربین، یکی برای شما و یکی هم برای خودم، بیاورم. حالا می توانم آنها را موقع ویرایش به نوار اصلی اضافه کنم."

من گیج و مبهوت نگاه می کردم، سپس ادامه داد: "اگر بخواهم عکس العمل های هر دوی مان را بگیرم چاره ای ندارم جز این که آنها را جداگانه ضبط کنم." او لبخندی زد و گفت: "ما به این عکس العمل ها "سرتکان دادن" می گوییم."

من گفتم: "سرتکان دادن؟ اما این عکس العمل ها تصنعی به نظر نخواهد رسید؟"

او خندید و گفت: "نه، اگر به خوبی انجام شوند، می توانم به شما قول بدهم که ذره ای هم باعث ناراحتی بیننده ها نخواهد شد."

اعتراف: من خودم مصاحبه را در تلویزیون دیدم و باید بگویم از این که "سرتکان دادن های" او آنقدر طبیعی و قابل اعتماد به نظر می رسید، شگفت زده شده بودم.

سه روش تکان دادن سر

تکان های سر شاخص های موثری هستند برای این که نشان دهند چقدر عمیق گوش می کنید، به چه چیزی فکر می کنید و چه احساسی دارید. در واقع تکان های سر سه نوع مختلف هستند: آهسته، سریع و خیلی سریع. هر کدام مفهوم و کاربر خاص خود را دارند. بیشتر افراد آنها را تشخیص می دهند.

نوع اول، تکان دادن سر به صورت خیلی آرام است که بدین معناست: "من دارم صحبت هایت را دنبال می کنم؛ درباره آن فکر می کنم." تکان دادن آرام سر لزوما به این معنا نیست که من با تو موافقم.

نوع دوم، تکان دادن سر کمی سریعتر است که می گوید: "درست می فرمایید، موافقم."

نوع سوم، تکان دادن خیلی سریع است که می گوید: "موافقم و از چیزی که می شونم به هیجان آمده ام."

آنها را روی دوستان خود امتحان کنید و نتیجه را ببینید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

تکان دادن سر به افراد دیگر خبر می دهد که شما فردی با محبت و صمیمی هستید و به آنها توجه می کنید؛ این تکنیک عامل مهمی برای جدب کردن است. هنگامی که افراد دیگر صحبت می کنند، عادت تکان دادن سر و تایید کردن آنها را در خود تقویت کنید. وقتی فراموش می کنید سرتان را تکان دهید و بدون حرکت فقط گوش می کنید، این حالت می تواند آرامش گوینده های بیشتری را به هم بزند.

علامت پنجم: زبان کل بدن

به خاطر داشته باشید که در یک گفت و گو شما بیشتر از طرف مقابل به آنچه که باید بگویید علاقمند هستید.
اندرو اس.رون

وقتی می نشینید، نحوه قرارگیری بدن و طرز نوشتن، میزان علاقه شما را به شخصی که صحبت می کند و آنچه که می گوید، نشان می دهد. وقتی به طرف شخص متمایل می شوید، مثل این است که با بدن تان می گویید: "از نظر من فرد با جذبه ای هستی؛ تو مرا با نیرویی مغناطیسی به سوی خود می کشی." به عقب رفتن شاید به این معنا باشد: "من خسته ام، ترجیح می دهم به یک دوجین کاری که باید انجام دهم فکر کنم تا این که با تو صحبت کنم."

همه چیز به حساب می آید

به عنوان شرط اول، سعی کنید کل بدن خود را به سمت فرد مقابل متمایل کنید. اگر پاهایتان را روی هم می گذارید، پا و زانوی بالایی خود را به طرف فرد مقابل بگیرید. مطمئن شوید که دست های تان باز هستند و از دست های خود برای تاکید هنگام صحبت کردن استفاده کنید. بدین صورت تصویر روشنی از صداقت و پذیرش خلق می کنید.

وقتی می ایستید، باید فاصله ای بین خود و فرد مقابل ایجاد کنید. برای این که تصمیم بگیرید چه فاصله ای مناسب است، عکس العمل های خود را زمانی که مردم به شما خیلی نزدیک شده یا از شما خیلی دور می شوند، بررسی کنید. سپس آنچه را که از موقعیت یابی خود نسبت به دیگران آموخته اید، به کار ببندید. اگر فرد بخواهد به شما نزدیک تر شود، از او خیلی فاصله می گیرید؛ اگر بخواهد از شما فرار کند، به دایره آسایش او حمله می کنید.

دایره های ارتباط

سه دایره هم مرکز را تصور کنید که شما در مرکز آن قرار دارید. دایره اول، تقریبا دو قدم از شما تا شخص دیگر فاصله دارد. این دایره فضای خصوصی یا صمیمی است که به والدین و اعضای عاطفی خانواده اختصاص دارد. اگر به عنوان یک آشنای تجاری یا اجتماعی به این فضا تجاوز کنید، مسلما فرد مقابل را ناراحت خواهید کرد. شاید عکس العمل شما این باشد که فرد سعی دارد با "نزدیک شدن" شما را تهدید کند.

دایره دوم، دو تا شش قدم از شما فاصله دارد و فضای مناسب برای آشنایی اجتماعی یا تجاری است. اگر می خواهید با جذبه باشید، مطمئن شوید که در این فاصله، نه نزدیک تر و نه دورتر می ایستید، می نشینید و صحبت می کنید.

دایره سوم، هشت تا ده قدم از شما فاصله دارد. این دایره فاصله محفوظ یا ایمن است که مابین شما و افراد غریبه استفاده می شود. هر حرکت ناگهانی از سوی فرد ناشناس از این فضا به فضای اجتماعی شما، یعنی نزدیک تر از هشت قدم، به شما هشدار و اعلام خطر خواهد داد.

تجربه شخصی ران درباره ایجاد منطقه آسایش

حیوانات وحشی به ویژه مراقبند که دایره های آسایش خود را سالم و دست نخورده نگاه دارند. من و همسرم در سفر به کشور نامیبیا، از مکان خاصی به نام ساحل اسکلتی دیدن کردیم. به ما گفتند بین 250 تا 350 هزار فوک در زمان معینی در ساحل، آفتاب می گیرند یا در دریا شنا می کنند.

حرکاتی که با بدن و سر خود ایجاد می کنید، تاثیر بیش از حدی بر افراد دیگر می گذارد.

چطور کنجکاوانه نگاه کنید

اگر موقع گوش دادن به حرف کسی سرتان را گاه و بی گاه کمی به یک طرف کج کنید، باعث می شود که نگاه تان عمیق و جس و جوگرانه به نظر برسد؛ به نحوی که گویی با توجه عمیق تری به گوینده نگاه می کنید. اگر هنگام گوش دادن به صحبتی که از نظر گوینده مهم است این تکنیک را به کار ببرید، خیلی دقیق و با توجه به نظر می رسید. او این حرکت کوچک را حمل بر جذابیت بی اندازه شما می داند.

راهکارهایی برای جذب دیگران

دفعه بعد که کسی با شما صحبت می کند، به خصوص درباره چیزی که از نظر او مهم است، سعی کنید سرتان را به یک طرف کج کنید. قبل از آن که این تمرین را روی کسی امتحان کنید جلوی آینه انجام دهید تا ببینید چطور به نظر می رسید.

یک قانون دیگر: هنگام گوش کردن سرتان را کج و هنگام صحبت کردن سرتان را صاف کنید.

سپس این سه روش را که تا اینجا آموخته اید با هم ترکیب کرده و تمرین کنید: از تماس چشمی مستقیم در گفت و گو با هر شخصی استفاده کنید، نگاه خود را از یک چشم به چشم دیگر او حرکت دهید و وقتی کسی با شما صحبت می کند سر خود را به چپ یا راست کج کنید.

تمام این علامت ها بخشی از سیستم علائمی است که افراد مشهور برای گفتن: "حواسم کاملا به چیزی است که شما می گویید" استفاده می کنند. این علائم شاخص های کوچک اما موثری از عمق گوش کردن و میزان درگیری شما در گفت و گو است.

علامت چهارم: تکان دادن سر

شادترین گفت و گو زمانی است که در آن نه رقابت و نه خودبینی بلکه تبادل آرام و بی صدای احساسات طرفین اتفاق افتد.
ساموئل جانسون

تکان دادن سر یکی دیگر از تکنیک های موثر هنگام گوش دادن به صحبت های دیگران و با جذبه نمودن در نظر آنهاست. بعضی افراد به طور غیرارادی تمایل دارند سرشان را تکان بدهند؛ بعضی افراد هم سرشان را اصلا تکان نمی دهند. اگر به عکس العمل های افراد هنگام گوش دادن به صحبت کسی نگاه کنید، خواهید دید که تکان های سر چقدر می توانند باارزش باشند. در صورت نبود این تکان های سر، جذابیت و انرژی شنونده به طور چشمگیری کاهش می یابند.

تجربه شخصی ران درباره افزودن "سرتکان دادن" به تکنیک گوش دادن

روزی یکی از گزارشگران تلویزیونی در خانه ام با من مصاحبه می کرد. او با یک فیلم بردار پشت سرش وارد خانه شد که به محض مستقر کردن لامپ هایش اداره دفترم را به دست گرفت. ما در این اثنا با هم گپی زدیم و او پیش زمینه ای از سوالاتی که می خواست از من بپرسد در اختیارم گذاشت؛ سپس صحبت هایش را شروع کرد.

در حین صحبت متوجه شدم که فیلم بردار دوربینش را فقط روی من تنظیم کرد و حتی یک بار هم از گزارشگر تصویر نگرفت. با خودم فکر کردم: "اگر همین طور ادامه پیدا کند، به این گفت و گوی یک نفره خاتمه خواهم داد. فقط من و صدای گزارشگر در زمینه بودیم." آن روش کار اصلا مرا راضی نمی کرد.

وقتی گفت و گو تمام شد، گزارشگر به فیلم بردار گفت که از عکس العمل های او هم تصویر بردارد. من کنجکاوانه نگاه کردم و سپس پرسیدم: "چرا عکس العمل های خود را جداگانه ضبط می کنید؟" او جواب داد: "من می خواستم مصاحبه را در دفتر شما انجام دهمم و برایم مقدور نبود که دو دوربین، یکی برای شما و یکی هم برای خودم، بیاورم. حالا می توانم آنها را موقع ویرایش به نوار اصلی اضافه کنم."

من گیج و مبهوت نگاه می کردم، سپس ادامه داد: "اگر بخواهم عکس العمل های هر دوی مان را بگیرم چاره ای ندارم جز این که آنها را جداگانه ضبط کنم." او لبخندی زد و گفت: "ما به این عکس العمل ها "سرتکان دادن" می گوییم."

من گفتم: "سرتکان دادن؟ اما این عکس العمل ها تصنعی به نظر نخواهد رسید؟"

او خندید و گفت: "نه، اگر به خوبی انجام شوند، می توانم به شما قول بدهم که ذره ای هم باعث ناراحتی بیننده ها نخواهد شد."

اعتراف: من خودم مصاحبه را در تلویزیون دیدم و باید بگویم از این که "سرتکان دادن های" او آنقدر طبیعی و قابل اعتماد به نظر می رسید، شگفت زده شده بودم.

سه روش تکان دادن سر

تکان های سر شاخص های موثری هستند برای این که نشان دهند چقدر عمیق گوش می کنید، به چه چیزی فکر می کنید و چه احساسی دارید. در واقع تکان های سر سه نوع مختلف هستند: آهسته، سریع و خیلی سریع. هر کدام مفهوم و کاربر خاص خود را دارند. بیشتر افراد آنها را تشخیص می دهند.

نوع اول، تکان دادن سر به صورت خیلی آرام است که بدین معناست: "من دارم صحبت هایت را دنبال می کنم؛ درباره آن فکر می کنم." تکان دادن آرام سر لزوما به این معنا نیست که من با تو موافقم.

نوع دوم، تکان دادن سر کمی سریعتر است که می گوید: "درست می فرمایید، موافقم."

نوع سوم، تکان دادن خیلی سریع است که می گوید: "موافقم و از چیزی که می شونم به هیجان آمده ام."

آنها را روی دوستان خود امتحان کنید و نتیجه را ببینید.

راهکارهایی برای جذب دیگران

تکان دادن سر به افراد دیگر خبر می دهد که شما فردی با محبت و صمیمی هستید و به آنها توجه می کنید؛ این تکنیک عامل مهمی برای جدب کردن است. هنگامی که افراد دیگر صحبت می کنند، عادت تکان دادن سر و تایید کردن آنها را در خود تقویت کنید. وقتی فراموش می کنید سرتان را تکان دهید و بدون حرکت فقط گوش می کنید، این حالت می تواند آرامش گوینده های بیشتری را به هم بزند.

علامت پنجم: زبان کل بدن

به خاطر داشته باشید که در یک گفت و گو شما بیشتر از طرف مقابل به آنچه که باید بگویید علاقمند هستید.
اندرو اس.رون

وقتی می نشینید، نحوه قرارگیری بدن و طرز نوشتن، میزان علاقه شما را به شخصی که صحبت می کند و آنچه که می گوید، نشان می دهد. وقتی به طرف شخص متمایل می شوید، مثل این است که با بدن تان می گویید: "از نظر من فرد با جذبه ای هستی؛ تو مرا با نیرویی مغناطیسی به سوی خود می کشی." به عقب رفتن شاید به این معنا باشد: "من خسته ام، ترجیح می دهم به یک دوجین کاری که باید انجام دهم فکر کنم تا این که با تو صحبت کنم."

همه چیز به حساب می آید

به عنوان شرط اول، سعی کنید کل بدن خود را به سمت فرد مقابل متمایل کنید. اگر پاهایتان را روی هم می گذارید، پا و زانوی بالایی خود را به طرف فرد مقابل بگیرید. مطمئن شوید که دست های تان باز هستند و از دست های خود برای تاکید هنگام صحبت کردن استفاده کنید. بدین صورت تصویر روشنی از صداقت و پذیرش خلق می کنید.

وقتی می ایستید، باید فاصله ای بین خود و فرد مقابل ایجاد کنید. برای این که تصمیم بگیرید چه فاصله ای مناسب است، عکس العمل های خود را زمانی که مردم به شما خیلی نزدیک شده یا از شما خیلی دور می شوند، بررسی کنید. سپس آنچه را که از موقعیت یابی خود نسبت به دیگران آموخته اید، به کار ببندید. اگر فرد بخواهد به شما نزدیک تر شود، از او خیلی فاصله می گیرید؛ اگر بخواهد از شما فرار کند، به دایره آسایش او حمله می کنید.

دایره های ارتباط

سه دایره هم مرکز را تصور کنید که شما در مرکز آن قرار دارید. دایره اول، تقریبا دو قدم از شما تا شخص دیگر فاصله دارد. این دایره فضای خصوصی یا صمیمی است که به والدین و اعضای عاطفی خانواده اختصاص دارد. اگر به عنوان یک آشنای تجاری یا اجتماعی به این فضا تجاوز کنید، مسلما فرد مقابل را ناراحت خواهید کرد. شاید عکس العمل شما این باشد که فرد سعی دارد با "نزدیک شدن" شما را تهدید کند.

دایره دوم، دو تا شش قدم از شما فاصله دارد و فضای مناسب برای آشنایی اجتماعی یا تجاری است. اگر می خواهید با جذبه باشید، مطمئن شوید که در این فاصله، نه نزدیک تر و نه دورتر می ایستید، می نشینید و صحبت می کنید.

دایره سوم، هشت تا ده قدم از شما فاصله دارد. این دایره فاصله محفوظ یا ایمن است که مابین شما و افراد غریبه استفاده می شود. هر حرکت ناگهانی از سوی فرد ناشناس از این فضا به فضای اجتماعی شما، یعنی نزدیک تر از هشت قدم، به شما هشدار و اعلام خطر خواهد داد.

تجربه شخصی ران درباره ایجاد منطقه آسایش

حیوانات وحشی به ویژه مراقبند که دایره های آسایش خود را سالم و دست نخورده نگاه دارند. من و همسرم در سفر به کشور نامیبیا، از مکان خاصی به نام ساحل اسکلتی دیدن کردیم. به ما گفتند بین 250 تا 350 هزار فوک در زمان معینی در ساحل، آفتاب می گیرند یا در دریا شنا می کنند.

 

   + مرضي - ۸:٤٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱

سلام دوستان

 

علت عدم گسترش فرهنگ اعتراض به حقوق اولیه و ثانویه و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی مشخص شد:

همه ما ایرانیها یک مشت خلافکار هستیم و به همین دلیل موقعیت خلافکار را درک کرده و به او اعتراض نمی کنیم چرا که می دانیم او در حال اضطرار مجبور به خلاف شده  و در حالت اضطرار هر خلافی آزاد محسوب می شود حتی اگر به ما توهین آمیز باشد و حق ما را پایمال کند. ما هم یک روز حق کسی را قبلا پایمال کرده ایم و یا خواهیم کرد!!!

 

×××

نکته: منظور از خلاف از اون خلافها نیست که واسش آدمو می اندازند به زندان!

 

 

   + مرضي - ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٩ اردیبهشت ۱۳٩۱

قهر کنید دوستان!

 

دوستان عزیز اگر از کسی رنجیده شده اید،

اگر به کسی حسادت می کنید،

اگر از رفتار یا گفتار کسی ناراحت هستید،

اگر از کسی خواسته ای داشتید و اجابت نکرده،

اگر به هر دلیلی تحمل دیدن کسی را ندارید،

با او قهر کنید!

 

درست است که قهر کردن رفتار بچه گانه ای به نظر می رسد، اما یادمان باشد که رفتار بچه ها صادقانه است.

 

وقتی دوست هستند، دوستت دارند و وقتی قهر هستند، یعنی دوستت ندارد.

 

قهر کردن بچه گانه خیلی بهتر است از متلکهایی که بابت دل خنک شدن خودتان می گوئید.

قهر کردن بچه گانه خیلی بهتر است از رفتارهای آزار دهنده تان با کسی که به ظاهر با او دوستی می کنید.

قهر کردن بچه گانه خیلی بهتر است از پشت سر دوستی حرف زدن!

حداقل با او دعوا کنید، قهر کنید و بعد پشت سرش حرف بزنید.

نه اینکه توی رویش بخندید،

با او نان و نمک بخورید،

قربان صدقه اش!!! بروید و پشت سرش حرف بزنید.

 

به نظر من قهر کردن بخشی از شجاعت رفتاری است.

آنچه که در اسلام به آن اشاره شده و قهر کردن را درست نمی داند، در صورتی است که کینه ای در دل نداشته باشید و مثل مار زخمی دنبال فرصتی برای ضربه زدن در عین دوستی نباشید.

 

پس لطفا قهر کنید!

 

   + مرضي - ٩:٢٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱

پیشی

 

یکی از پیشیهای شرکت که از بدو تولد اینجا بوده، تازگی زایمان کرده.

قبل از زایمان اجازه نمی داد به راحتی بهش دست بزنیم. خیلی هم که سر به سرش میگذاشتم پنجه های تیزشو می داد بیرون و شوخی شوخی می خواست پنجولت بندازه.

اما بعد از زایمانش، خیلی آروم شده و مثل گربه های دیگه می خواد که نازش کنی و بعد غش می کنه با ناز کردنت و کلی التماس می کنه واسه ناز.

چشمهاش دیگه مثل قبل تند و تیز نیست و آروم شده . انگار که غم پنهانی داره...

 

شاید خنده دار به نظر بیاد... اما تشخیص من افسردگی پس از زایمان هست.

همین افسردگی هست که باعث میشه خودشو اینجوری تسلیم کنه.

 

اما هنوز هم وقتی کوچکترها گرسنه هستند اجازه می ده که اونها اول غذا بخورند.

هنوز هم مهربانه.

یک پیشی مهربان افسرده!

 

   + مرضي - ۳:٤٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ فروردین ۱۳٩۱

یک عدد کپی

اگر تو بروی
اگر در این روز تابستان  بروی
که شاید خورشید را هم با خود ببری
و تمامی پرندگانی را که در آسمان تا بستان پرواز می کردند
و عشق تازه مان و قلب هایمان  را که در اوج بودند
وقتی که روز جوان بود و شب طولانی
و ماه بخاطر آواز پرندگان شب  ثابت می ایستاد.

اگر تو بروی    …اگر تو بروی    …اگر تو بروی    …

اما اگر تو بمانی
روزی را برایت خواهم ساخت
که شبیه اش تاکنون نبوده
و شاید دیگر نخواهد بود.
ما در آفتاب خواهیم راند.
ما در باران خواهیم تاخت.
و با درختان حرف خواهیم زد.
و باد را پرستش خواهیم  نمود.
اما اگر تو بروی من درک خواهم کرد.
فقط قدر پرکردن دستانم برایم عشق بگذار.
(به فرانسوی)
ترکم مکن
باید فراموش کرد
همه آنچه را که فراموش شدنی ست
و همه آنچه را که تا به امروز رخ داده است
و زمان هایی را که برای فهمیدن “چگونه”ها
به هدر دادیم
و ساعت هایی را که در آن
با ضربات ِ “چرا”ها
قلب خوشبختی را کشتیم
اگر تو بروی    …اگر تو بروی    …اگر تو بروی    …
اگر تو بروی   که من میدانم باید بروی
دیگر چیزی در دنیا برای اعتماد کردن باقی نخواهد ماند.
تنها اتاقی تهی ، پر از فضای خالی..
مانند آن نگاه تهی که در چهره ات می بینم.
آیا اکنون که پشت می کنی   می توان به تو بگویم
که تا سلام بعدی ذره ذره خواهم مرد؟

اگر تو بروی اگر تو بروی اگر تو بروی

اما اگر تو بمانی
شبی را برایت خواهم ساخت
که شبیه اش تاکنون نبوده
و شاید دیگر نخواهد بود.
ما در باران خواهیم تاخت.
و من می خرامم روی دستانت
و با چشمانت سخن خواهم گفت
که خیلی عاشقش هستم.
اما اگر تو بروی من درک خواهم کرد.
پس به قدر پرکردن دستانم برایم عشق بگذار.
اگر تو بروی اگر تو بروی اگر تو بروی …
 
 

   + مرضي - ٢:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ فروردین ۱۳٩۱

سال نو مبارک + شعر تکراری

 

صد سال به این سالها، که نه...

صد سال به آن سالهای دور

آن سالهای خوب کودکی

ذوق پوشیدن کفشهای تق تقی

مادر و لبخندهای زورکی

دستهای خسته ی پدر،

همراه بوسه­ای تکی

شوق دیدن مادربزرگ با ته کیسه­اش

جمع کردن عیدی پولکی

 

شاعر بعد از ایننیشخند

   + مرضي - ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ فروردین ۱۳٩۱

الکی خوش

 

گاهی کسی چیزی می گوید که دل ما را خوش کند فقط، ما هم با اینکه می دانیم فقط جهت دل خوش کنک ما بوده، دلمان خوش می شود به اینکه کسی که برای ما مهم است چیزی گفته که دلمان را خوش کند فقط!

 

اما خوب ادامه دار شدن این خوشیها روزی ناخوشمان خواهد کرد.

 

   + مرضي - ٩:٠٠ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩٠

! To be continued

 

اسکارلت در کتاب بر باد رفته وقتی مردی را که خوب می شناخت، در گروه مهاجمین به مزرعه اش دید، با خوشحالی جلو رفت به امید اینکه آن مرد بر اساس علاقه ای که به اسکارلت داشت، مقابل بقیه بایستد و از او حمایت کند. اما آن مرد نظامی با نگاهی سرد و نا آشنا دستور حمله به مزرعه اسکارلت را داد. آخرین جمله ای که قبلا  اسکارلت از دهان او شنیده بود، دوستت دارم، بود.

 

***

 

یک تئاتر تلویزیونی بر اساس داستان خارجی:

زن به خاطر نجات شوهرش از مرگ حتمی و جهت گرفتن وام، امضاء پدرش را که چند روز پیش فوت شده بود، جعل کرده و چند سالی اقساط آن وام را با گرفتن سفارش بافتنی و دوخت و دوز یواشکی شوهرش پرداخت می کرد. روزهای آخر پرداخت وام که رسید، یکی از کارمندان شوهرش که آدم پستی بود، به دلایلی با شوهرش درگیر شده و شوهرش قصد اخراج کردن او را داشت. کارمند سراغ زن آمد و گفت که از اقدام غیر قانونی او خبر دارد و در صورتی که شوهرش او را به کارش برنگرداند، مساله را بازگو خواهد کرد. زن تصمیم گرفت با گفتن مساله به شوهرش از او بخواهد که در مقابل کارمند بی شرم بایستد و از او پشتیبانی کند.

شوهر در وهله ی اول بی نهایت ناراحت شد که چرا برای نجات جان او چنین کاری کرده و بعد گفت که کارمند خاطی را به سر کار بر می گرداند. به دلیل اینکه بر ملا کردن این راز به موقعیت شغلی او ضربه ی محکمی خواهد.

در مقابل اصرار زن فقط گفت: هیچ مردی حاضر نیست عزت و شرفش رو پای عشقش بزاره!

 

***

 

کتاب الف- نویسنده پائولو کوئیلو:

در سفر به دورانهای قبل زندگیش در می یابد که از آنجا که مجری قانون بوده، روزی دختری را که دوست داشته به ناحق در مقابل چشم دیگران شکنجه کرده و حاضر نشده کلامی در جهت دفاع از او به زبان براند در صورتی که می داند اگر کلمه ای می گفت او از سوخته شدن در آتش نجات می یافت اما به دلیل موقعیت اجتماعی اش سکوت اختیار کرد!

 

***

 

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

 

 

   + مرضي - ۱٠:۱٧ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٠

یک جمله

 

عمق تنهایی گویی با طول و عرض ساختمان رابطه مستقیم دارد!

 

   + مرضي - ۳:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ٢٩ بهمن ۱۳٩٠
← صفحه بعد